« هيچ مؤمنى نيست كه بميرد مگر اينكه شهيد مرده باشد » ؟ گفت : مرا سه روز مهلت دهيد . او را مهلت دادند . پس گفت : آشكار و روشن يافتهام ، و آن اين سخن خداوند است كه فرمود :
وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ
« 1 » .
از او دربارهء خاك خوردن پرسيدند . گفت : به حرام همانندتر است تا به حلال ؛ زيرا خداوند مىگويد : « از آنچه در زمين حلال و پاكيزه است بخوريد » « 2 » ، امّا نفرموده است از زمين بخوريد .
از او پرسيدند : آيا معناى اين سخن مردم را كه گويند « مهتران در حاشيهاند » « 3 » در كتاب خدا مىيابى ؟ گفت : آرى ، در سورهء يس :
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى
. « 4 » آن مرد در داخل شهر نمىنشست ، بلكه در نقطهاى دور از مركز شهر بود .
از او پرسيدند : آيا مضمون « نخست همسايه و سپس خانه » « 5 » را در كتاب خدا مىيابى ؟
گفت : آرى ، اين همسر فرعون است كه مىگويد :
رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ
« 6 » . مگر نمىبينى كه او نخست همسايه را خواست و سپس خانه را ؟
از ابن سيرين پرسيدند : آيا خوردن ناخالصىهاى آهن براى درمان حلال است يا نه ؟
گفت : در آن اشكالى نمىبينم و آن را از همان منافعى مىدانم كه خداوند فرموده است :
وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ
« 7 » .
ابن عباس مىگفت : مگوييد سوگند به آنكه مهر او بر دهانم است ؛ چرا كه خداوند بر دهان كافران مهر مىنهد « 8 » .
همو به اين گفته مردم كه مىگفتند : از نماز برگشتند ( انصرفوا من الصلاة ) خرده مىگرفت
هامش
( 1 ) . حديد / 19 : و كسانى كه به خدا و پيامبران وى ايمان آوردهاند آنان همان راستينانند و پيش پروردگارشان گواه خواهند بود .
( 2 ) . اقتباس از آيهء 168 بقره :كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً- م .
( 3 ) . « الناس الاشراف بالاطراف » .
( 4 ) . پس / 20 : و در اين ميان مردى از دورترين جاى شهر دواندوان آمد .
( 5 ) . « الجار ثم الدار » .
( 6 ) . تحريم / 11 : پروردگارا ، پيش خود در بهشت خانهاى برايم بساز .
( 7 ) . حديد / 25 : و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است پديد آورديم .
( 8 ) . اشاره به آيههاى 64 و 65 سورهء يس :اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ * الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ- ت .