مديحى عصا موسى و ذلك اننى * ضربت به بحر الندى فتضحضحا
فياليت شعرى اذ ضربت به الصفا * ايبعث لى منه جداول سيحا « 1 »
كتلك التى ابدت قرى الارض يابسا * و ابدت عيونا فى الحجارة سفحا
سامدح بعض الباخلين لعله * ان اطرد المقياس ان يتمسحا « 2 »
اگر ابن رومى جز اين شعر پديد نياورده بود ، به همين سروده ، توانمندترين شاعران بود ؛ چرا كه مديحهء خويش را به عصاى موسى عليه السّلام تشبيه كرده است كه چون بر دريا زد دريا خشكيد و چون بر سنگ زد چشمه از آن جوشيد ؛ چه ، ابن رومى مردى گشادهدست را ستود و او زفت شد . پس گفت : اينك زفتى را خواهم ستود ، شايد كه بر اين قياس اثر كند .
چون احمد بن ابى دؤاد به فلج مبتلا شد و زبانش از سخن ايستاد ، ابو السمط دربارهء وى چنين سرود :
ما ضر احمد من كسر اللسان و قد * اضحت اليه امور الناس يمضيها
موسى بن عمران لم ينقص نبوته * كسر اللسان لاحكام يقضيها
بل كان ادى على عىّ بمنطقه * رسائل اللّه بالآيات يبديها
لسان احمد سيف مسه طبع * من علة و شفاء اللّه جاليها « 3 »
هامش
-عقيد الندى اطلق مدائح جمة * حبائس عندى قد انى ان تسرحابنگريد به : ديوان ابن الرومى ( چاپ محمد شريف ) ، ج 2 ، ص 71 ؛ ثمار القلوب ، ص 39 - ت .
( 1 ) . اشاره به آيهء 60 سورهء بقره :وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً- ت .
( 2 ) . مديحهء من عصاى موسى است ؛ چرا كه با آن بر درياى بخشش زدهام و دريا فرونشسته است .
كاش مىدانستم اگر بر سنگ سخت زنم آيا از آن جوىهاى آب روان خواهد شد ؟
همانند آنها كه در زمين خشك آبادىها رخ نمود و آيا در اين سنگها ، چشمههاى جود و بخشش برخواهد جوشيد ؟
يكى از زفتان را مديحه خواهم گفت ، شايد كه بر اين قياس اثر كند .
( 3 ) . احمد را ناتوانى زبان زيان نزند ، در حالىكه كار همهء مردم در دست اوست و او آن را پيش مىبرد .
نبوت موسى بن عمران را و نيز اينكه فرمانهايى صادر مىكرد و سامان مىداد ناتوانى زبان زيان نرساند ، بلكه او با همه فروماندگى زبان با منطق درست خويش پيامهاى خدا را مىرسانيد و آنها را با آيات روشن مىساخت .
زبان احمد شمشيرى است كه زنگار بيمارى گرفته است و خداوند با شفا بخشيدن ، آن را دوباره جلا خواهد داد .