خداوند فرموده است :
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
« 1 » . يكى از مفسران در اينباره گفته است « 2 » : پاى افزار موسى عليه السّلام از جنس پاك نبود . امّا زهرى گفته است : چنان نيست كه گفتهاند ، بلكه خداوند موسى عليه السّلام را از حق آن مكان و الا و جايگاه بلند آگاه ساخته بود .
مگر نمىبينى مردم چون به حضور پادشاهان بار مىيابند بيرون سراى كفشهاى خود مىگذارند ؟
روزى هارون الرشيد اين آيه را خواند كه خدا در آن از زبان فرعون نقل كرده است :
أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ
. « 3 » پس گفت : به خداوند سوگند ، آن سرزمين را به ولايت يكى از خدمتكاران خويش درمىآورم . آنگاه خصيب « 4 » را بر آنجا گمارد .
ابو نواس در اينباره گفته است : « 5 »
رماكم امير المؤمنين بحيّة * اكول لحيّات البلاد شروب « 6 »
فان يك باقى افك فرعون فيكم * فان عصى موسى به كف خصيب « 7 »
عربى به عبد اللّه بن طاهر چنين گفته است :
دانت لك الشام باقطارها * و اذعن المؤمن و الكافر
هامش
( 1 ) . طه / 12 .
( 2 ) . بنگريد به : الكشاف ، ج 3 ، ص 55 ؛ زاد المسير ، ص 273 - ت .
( 3 ) . زخرف / 51 : آيا پادشاهى مصر و اين نهرها كه از زير كاخهاى من روان است از آن من نيست ؟ پس مگر نمىبينيد ؟
( 4 ) . نام كامل او خصيب بن عبد الحميد دهقانى از كارگزاران مصر در روزگار خلافت هارون است كه ابو نواس او را مديحه گفته و با او ماجراها داشته است . بنگريد به : اخبار ابى نواس ، ص 31 ، 60 ، 63 ، 77 و 129 ؛ المستطرف ، ج 1 ، ص 275 - ت .
( 5 ) . ابيات را بنگريد در : ديوان ابى نواس ( چاپ غزالى ) ، ص 484 ؛ اخبار ابى نواس ، ص 32 ، با اين تفاوت كه در اين منابع بيت اوّل و دوم جابهجا روايت شدهاند . همچنين در ديوان پيش از دو بيت حاضر اين ابيات آمده است :منحتكم يا اهل مصر نصيحتى * الا فخذوا من ناصح بنصيب
و لا تثبوا وثب السفاه فتركبوا * على حد حامى الظهر غير ركوب( 6 ) . اشاره به آيههاى اعراف / 117 ، طه / 69 و شعراء / 45 كه از عصاى موسى عليه السّلام و تبديل شدن آن به اژدها سخن گفته است - م .
( 7 ) . امير مؤمنان مارى به سويتان افكنده است كه مارهاى آن سرزمين را درهم مىخورد .
اگر در شما هنوز باقيماندهاى از سركشى و دعوى دروغ فرعون هست ، عصاى موسى نيز در دست خصيب است .