شود . يعقوب در حال شراب خوردن بود . فرمود شراب را بردارند و سپس به آدم اجازه ورود دهند . چون درآمد گفت :
إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ
« 1 » . پس يعقوب فرمود شراب را بازآوردند و آنگاه با او همپياله شد . « 2 »
چون عبد الملك بن مروان به هنگام بازگشت برادرش عبد العزيز از مصر به استقبال او رفت در حالىكه بارهايش را بر هزار شتر نهاده بود ، يكى از ياران او را پرسيد : در آغاز بر چند شتر بوده است ؟ گفت : بر سيصد شتر . گفت : هيچ كاروان سزامندتر از اين كاروان نيست كه بديشان گفته شود : « اى كاروانيان قطعا شما همه دزديد » « 3 » . اين سخن عبد الملك به عبد العزيز رسيد . گفت : « اگر او دزدى كرده پيش از اين نيز برادرش دزدى كرده است » . « 4 »
از عطاء خراسانى است كه گفت : حاجت خواستن از جوانان آسانتر است تا از پيران .
مگر نمىبينى كه يوسف عليه السّلام به برادران خويش گفت :
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ
« 5 » .
امّا پدرشان گفت :
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
« 6 » . او اين دعا كردن را نيز تا هنگام سحر به تأخير افكند ؛ چرا كه وقت سحر زمان استجابت دعاست .
يكى از شاعران گفته است :
ان اكن مذنبا فحظى عقاب * فهب لى عقوبة التاديب
قل كما قال يوسف لبنى يع * قوب لما اتوه لا تثريب « 7 »
هامش
- است . هارون پيش از رسيدن به خلافت با او همدم مىشد و مجلس انس مىگرفت . بنگريد به : معجم الشعراء ، ص 497 - ت .
( 1 ) . يوسف / 94 : اگر مرا به كمخردى نسبت ندهيد بوى يوسف را مىشنوم .
( 2 ) . متن را بنگريد در : ثمار القلوب ، ص 38 . در آن متن آدم بن عبد العزيز به خطا آدم بن عمر بن عبد العزيز ياد شده است - ت .
( 3 ) . اقتباس از آيهء 70 سورهء يوسف :أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ- م .
( 4 ) . اقتباس از آيهء 77 سورهء يوسف :إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ- م .
( 5 ) . يوسف / 92 : امروز بر شما سرزنشى نيست . خدا شما را مىآمرزد .
( 6 ) . يوسف / 98 : به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مىخواهم كه او همانا آمرزندهء مهربان است .
( 7 ) . اگر گناهكار باشم بهرهام كيفر است پس كيفر تأديب را بر من ببخشاى .
آنگونه كه يوسف به برادران خود چون به حضورش رسيدند گفته بود بگو سرزنشى در ميان نيست .