تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
من كف يقظان الشمائل ناعس ال * حاظ يفديه الغزال الاهيف و يروق لى ذقن له مستودع * جبا و من ذى الجب « 1 » يطلع يوسف « 2 »
يكى از زيباترين چيزهايى كه درباره زندان يوسف عليه السّلام و سرانجام خوش او گفته شده ، اين شعر بحترى « 3 » خطاب به محمّد بن يوسف است كه در آن مىگويد :
اما فى رسول اللّه يوسف اسوة * لمثلك محبوسا على الضيم و الافك اقام جميل الصبر فى السجن برهة * فآض به الصبر الجميل الى الملك « 4 »
محمّد بن زيد علوى « 5 » گفته است :
وراء مضيق الخوف متسع الامن * و اوّل معروج به آخر الحزن فلا تيأسن فاللّه ملك يوسفا * خزانته بعد الخلاص من السجن « 6 »
هامش
( 1 ) . اشاره به آيه‌هاى 10 و 15 سورهء يوسف :وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّووَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ- ت . ( 2 ) . از كف آن‌كه نشانه‌هاى جمال بر چهره‌اش كامل نقش بسته و چشمانى خمار دارد و آهوى تكيده فداى اوست و از آن چاه سياه موهاى پريشانش چانه‌اى برايم رخ مىنمايد و از درون آن چاه يوسف چهرهء او برون مىآيد . ( 3 ) . اين دو بيت در ديوان بحترى ( ج 3 ، ص 1567 ) در قصيده‌اى با اين مطلع آمده است :جعلت فداك الدهر ليس بمنفك * من الحادث المشكو و النازل المشكىبيت نخست نيز در ديوان چنين روايت شده است :اما فى نبى اللّه يوسف اسوة * لمثلك محبوسا على الظلم و الإفكبه هر روى ، شاعر در بيت نخست از اين چند بيت به آيهء 32 سورهء يوسف اشاره كرده است :وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ- ت . ( 4 ) . آيا در يوسف پيامبر خدا الگويى نيست براى كسى چون تو كه به ستم و تهمت به زندان افكنده شده است و در زندان در مدتى به زيبايى شكيبايى ورزيده و اين شكيب او را از آن‌جا به كاخ سلطنت بازبرده است . بيت اخير در احسن ما سمعت ( ص 28 ) چنين روايت شده است :اقام جميل الصبر فى السجن مدة * فآض به الصبر الجميل الى الملكشاعر در اين بيت به آيهء 56 سورهء يوسف اشاره مىكند :وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ- ت . ( 5 ) . نام كامل او محمّد بن زيد بن محمّد بن اسماعيل بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب و به داعى طبرستان نامور است . در روزگار معتضد كشته شد . بنگريد به : مقاتل الطالبيين ، ص 495 - ت . ( 6 ) . در پس تنگناى ترس فراخناى امنيت است و نخستين كسى كه به معراجش برند همان است كه بيشترين اندوه را ديد . نوميد مباش كه خداوند يوسف را پس از رهاندن از زندان ، مالك گنج‌هاى زمين كرد . بيت دوم در المنتحل ( ص 264 ) آمده است . شاعر در اين بيت به آيهء 55 سورهء يوسف اشاره مىكند :قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ- ت .