ابو عثمان خالدى « 1 » هنگامى كه مهلبى « 2 » وزير از ابو الحسن معز الدوله « 3 » ياد كرد ، به او چنين گفت : « 4 »
ان غبت اودعك الاله حياضه * و اذا قدمت اباحك الترحيبا
و يكون من مقة كتابك عنده * كقميص يوسف اذ اتى يعقوبا « 5 »
ابو العباس احمد بن ابراهيم ضبى « 6 » در نامهاى به ابو سعيد شبيبى « 7 » چنين نوشت : « 8 » نامهء پير دو دولت رسيد . اين نامه در نكويى ، باغ آرامش ، بلكه بهشت جاويدان است و در گشودن اندوه و آرام يافتن دل ، پيراهن يوسف عليه السّلام را ماند ، آنگاه كه به يعقوب عليه السّلام رسيد .
هامش
- اين بيت بخشى از قصيدهاى است كه متنبى در سال 344 ق . در ستايش كافور سروده و مطلع آن چنين است :من الجآذر فى زى الاعاريب * حمر الحلى و المطايا و الجلابيبمتنبى در اين بيت به آيهء 96 سورهء يوسف اشاره كرده است :فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاهُ عَلى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً- ت .
( 1 ) . نام كامل او حسن بن محمّد بن هارون است . او شاعر و اديب بود و همراه با برادرش محمّد به نام خالديين شهرت يافتند . كتاب مشهور الأشياء و النظائر از ايشان است . بنگريد به : الفهرس ، ص 246 ؛ اللباب ، ج 1 ، ص 339 - ت .
( 2 ) . نام كامل او ابو مهلب حسن بن محمّد بن هارون و از نوادگان مهلب بن ابى صفره است . معز الدوله او را به وزارت برگزيد و وى سيزده سال در وزارت ماند تا اينكه سرانجام به سال 351 ق . درگذشت . بنگريد به : يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 223 ؛ المنتظم ، ج 7 ، ص 9 و 10 - ت .
( 3 ) . حسن احمد بن بويه نام ديگر اوست . به سال 334 ق . به بغداد درآمد ، خليفه مستكفى باللّه را به رسميت شناخت ، خليفه نيز به او ابراز اعتماد كرد و در كنار لقب معز الدوله ، لقب امير الامراء را به او داد . بنگريد به : طبقات سلاطين الاسلام ، ص 135 - ت .
( 4 ) . ابيات را بنگريد در : ثمار القلوب ، ص 36 ؛ خاص الخاص ، ص 185 ؛ ديوان الخالديين ، ص 108 - ت .
( 5 ) . چون به سفر روى ، خداوند سرزمين او را به تو سپارد و چون بازگردى خوشامد را بر تو روا بدارد .
و از سر دوستى ، نامهء تو نزد او پيراهن يوسف را ماند آن هنگام كه به يعقوب رسيد .
( 6 ) . ابو العباس احمد بن ابراهيم ضبى وزير فخر الدوله ديلمى و از خردمندان و مهتران بود . به سال 398 ق .
درگذشت . بنگريد به : معجم الادباء ، ج 1 ، ص 65 - 74 - ت .
( 7 ) . نام كامل او ابو سعيد احمد بن شبيب است ، شاعر و اديبى كه قلم و شمشير هر دو را در كف آورد و از نزديكان دولت سامانى و ديلمى بود . او را صاحب الجيشين ( فرمانرواى دو سپاه ) لقب داده بودند . بنگريد به : يتيمة الدهر ، ج 4 ، ص 242 - ت .
( 8 ) . متن را بنگريد در : ثمار القلوب ، ص 37 ؛ المتنبى ماله و ما عليه ، ص 21 ؛ ارشاد الاريب ، ج 1 ، ص 67 - ت .