حسين جمل مصرى « 1 » بر مسافرى كه از مكه آمده بود وارد شد ، در حالىكه نزد او كسانى بودند و او را تبريك مىگفتند و پيش روى آنان نيز سينىهاى شيرينى بود ، امّا هيچ كدام دست به آنها نمىگشودند . گفت : اى مردم ، مرا به ياد آن ميهمان ابراهيم عليه السّلام انداختيد .
گفتند : چگونه ؟ در پاسخ اين آيه را خواند :
فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً
. « 2 » سپس گفت : خدايتان رحمت كناد ! بخوريد . آنان از سخن او خنديدند و خوردند و او نيز همراهشان خورد . « 3 »
شعبى « 4 » نزد دوستى از دوستان خود رفت . چون خواست برخيزد ، وى او را گفت : بىآن كه چيزى بخورى مرو . شعبى گفت : با آنچه دارى پذيرايىام كن و خود را به آنچه ندارى به زحمت مينداز . پرسيد : كدام پذيرايى برايت دوست داشتنىتر است : پذيرايى ابراهيم يا پذيرايى مريم ؟ شعبى گفت : پذيرايى ابراهيم عليه السّلام را تازه چشيدهام ؛ پذيرايى مريم را مىخواهم . پس براى او سينىاى خرما آورد . « 5 »
در اين گفتوگو مقصود شعبى از پذيرايى ابراهيم عليه السّلام گوشت بود ؛ زيرا در داستان ابراهيم آمده است :
فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ
« 6 » . مقصود از پذيرايى مريم نيز خرما بود ؛ زيرا در داستان او آمده است :
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا
« 7 »
حامد الكاف « 8 » مىگفت : اگر انسان كسى را ميهمان كند ، از گشادهدستى ابراهيم عليه السّلام « 9 » سخن به ميان آورده است و اگر كسى ديگر او را ميهمان كند از ميهماننوازى
هامش
( 1 ) . نام ديگر او حسين بن عبد اللّه و كنيهء او نيز ابو عبد اللّه است . شاعرى است نامور كه خليفگان و اميران را مديحه گفت . او بدخوراك بود و جامههاى پست مىپوشيد . به سال 170 ق . زاده شد و در سال حدود 258 ق . نيز درگذشت . بنگريد به : معجم الادباء ، ج 4 ، ص 77 ؛ يتيمة الدهر ، ج 1 ، ص 400 - ت .
( 2 ) . هود / 70 : و چون ديد دستهايشان به غذا دراز نمىشود آنان را ناشناس يافت و از ايشان ترسى به دل گرفت .
( 3 ) . متن را بنگريد در : ثمار القلوب ، ص 33 - ت .
( 4 ) . نام كامل او عامر بن شراحيل بن عبد الشعبى ، از خاندان همدان و از تابعان بزرگ كوفى است . شش سال گذشته از خلافت عثمان زاده شد و به سال 104 و به روايتى 110 ق . درگذشت . بنگريد به : طبقات الفقهاء ، ص 61 - ت .
( 5 ) . متن را با تفاوتهايى بنگريد در : ثمار القلوب ، ص 33 ؛ الكناية و التعريض ، ص 49 - ت .
( 6 ) . هود / 69 : و ديرى نپاييد كه گوسالهاى بريان آورد .
( 7 ) . مريم / 25 : و تنهء درخت خرما را به طرف خود بتكان ، تا بر تو خرماى تازه ريزد .
( 8 ) . در متن اصلى چنين آمده است ولى نه به نام درست او دست يافتيم و نه به شرح حالى براى كسى با اين نام - ت .
( 9 ) . اشاره به آيههاى 24 تا 26 ذاريات :هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ * إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ