تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

فصل [ 3 ] : اقتباس از داستان ابراهيم عليه السّلام

ابو العيناء « 1 » پس از چندى كه به ديدار صاعد بن مخلد « 2 » نرفته بود بر او وارد شد . صاعد به او گفت : اى ابو العيناء چه چيز سبب شده است دير به ديدارمان آيى ؟ گفت : خداوند وزير را مؤيد بدارد ، دخترم . پرسيد : چگونه ؟ گفت : دخترم به من گفت : پيشتر چون از نزد ما مىرفتى خلعتى سخاوتمندانه و صله‌اى ارزشمند مىآوردى . امّا اكنون زمانى است كه اميدوار مىروى ، امّا اندوهگين و تهيدست و دست از پاى درازتر بازمىگردى ؛ نزد كه مىروى ؟ گفتم : نزد آن مقام بزرگ ذى الوزارتين . پرسيد : آيا وساطت تو را در چيزى مىپذيرد ؟ گفتم نه . پرسيد : آيا تو را عطايى مىدهد ؟ گفتم : نه ، پرسيد : آيا مرتبه‌ات را بلند مىدارد ؟ گفتم : نه . گفت : « پدر جان ! چرا چيزى را مىپرستى كه نه مىشنود ، نه مىبيند و نه چيزى را از تو دور مىكند ؟ » « 3 » . صاعد كه اين شنيد خنديد و فرمود او را سه هزار درهم صله دهند . آن‌گاه گفت : دو هزار براى تو و هزار نيز براى دخترت تا ما را به آيات سرزنش‌كننده قرآن خطاب نكند . مبرد « 4 » گفته است : از ابن اعرابى « 5 » شنيدم كه مىگفت : اگر از كسى شنيدى كه مىگويد : فلان كس را ديدم كه از فلانى ياد مىكرد ، بدان كه عيب او گفته است . پرسيدم : آيا چيزى از اين قبيل در قرآن يافت شده است ؟ گفت : آرى . اين سخن خداوند كه در داستان ابراهيم عليه السّلام فرموده است :
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
« 6 » - كه در اين سخن « يذكرهم » بدان معناست كه عيب آنان مىگفت .
هامش
( 1 ) . نام كامل او عبد اللّه بن محمّد بن قاسم بن خلاد اهوازى است . از شاگردان ابو عبيده ، اصمعى و ابو زيد انصارى و از بذله‌گويان و زيركان و نيز اديبى شاعر بود . در حدود سال 283 ق . درگذشت . بنگريد به : وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 504 ؛ نكت الهميان ، ص 265 ؛ ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 123 ؛ تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 107 . همچنين تاريخ او را بنگريد در : محقق متن حاضر ، ابو العيناء الاديب البصرى الظريف - ت . ( 2 ) . صاعد بن مخلد وزيرى از مردمان بغداد بود . وى در آغاز مسيحى بود . امّا اسلام آورد و عبادت و صدقه بسيار داشت . موفق او را كاتب خود ساخت و ذى الوزارتين لقب داد . در حدود سال 276 ق . درگذشت . بنگريد به : المنتظم ، ج 5 ، ص 101 - ت . ( 3 ) . اقتباس از آيهء 42 سورهء مريم :إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً- م . ( 4 ) . نام كامل او محمّد بن يزيد و پيشواى زبان عربى در روزگار خود و نيز صاحب كتاب الكامل است وى حدود سال 286 ق . درگذشت . بنگريد به : بغية الوعاة ، ص 116 - ت . ( 5 ) . نام كامل او ابو عبد اللّه محمّد بن زياد است . يكى از راويان و لغويان مشهور است كه در حدود سال 150 ق . زاده شد ، از مفضل و كسائى دانش آموخت و به سال 231 ق . درگذشت . بنگريد به : نزهة الالباء ، ص 103 - ت . ( 6 ) . انبياء / 60 : گفتند : شنيديم جوانى از آن‌ها ياد مىكرد كه به او ابراهيم گفته مىشود .