به همين مضمون نيز در شعر گفته است « 1 » :
لا تذكرى فرسى و ما اطعمته * فيكون جلدك مثل جلد الاجرب « 2 »
مردى از اصمعى قرض خواست . او گفت : باشد ، بر ديده ! امّا دلم را به دادن گرويى دو برابر آنچه دريافت مىكنى آرام ساز .
گفت : سبحان اللّه ! گفت : شگفت نيست ؛ ابراهيم عليه السّلام به پروردگار خويش اطمينان داشت هنگامى كه به او گفت :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
« 3 » .
زياد در خطبهء « 4 » خود در بصره چنين گفت : به خداوند سوگند ، همسايه را به گناه همسايه ، آن را كه روىآورده ، به گناه آنكه پشت كرده و آن را كه آشناست به گناه بيگانه كيفر خواهيم داد . پس مردى برخاست و گفت : اى امير ، امّا ابراهيم عليه السّلام از جانب خداوند بهتر از آن را پيام آورد كه تو گفتى . خداوند فرمود :
وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى * أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
« 5 » . تو مدعى هستى كه ما را به گناه همديگر بازخواست مىكنى ، در حالىكه به خدا سوگند ، تو را چنين حقى نيست . زياد گفت : راست مىگويى ، امّا من به حق نمىرسم ، مگر اين كه به جدّ در باطل غوطهور شوم .
مجاهد « 6 » دربارهء آيهء
ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ
« 7 » گفته : مقصود آن است كه ابراهيم عليه السّلام خود اين ميهمانان را خدمت مىگزارد .
هامش
( 1 ) . بيت در ديوان وى ( ص 33 ) در قصيدهاى است و او در آن با همسر خويش كه وى را بر دوست داشتن اسبش و بر اينكه چرا شير تازه را تنها به اسب مىدهد نكوهيده ، سخن مىگويد .
( 2 ) . از اسبم و از آنچه به آن مىدهم ياد مكن تا بدانسان بر آن تازيانه زنى كه بر اسبى خارندهتن زنند .
( 3 ) . بقره / 260 : پروردگارا ، به من نشان ده چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ فرمود : مگر ايمان نياوردهاى ؟ گفت :
چرا ، ولى تا دلم آرامش يابد .
( 4 ) . اين همان خطبهء معروف به بتراء ( بىفرجام ) است كه در آن بىآنكه خدا را سپاس و ستايش گويد و بر پيامبر درود بفرستد سخن آغازيد . بنگريد به : البيان و التبيين ، ج 2 ، ص 63 - 65 - ت .
( 5 ) . نجم / 37 و 38 : و نيز در نوشتههاى ابراهيم كه وفا كرد كه هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را برنمىدارد .
در روايت جاحظ آيهء 39 نيز آمده است :وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى- ت .
( 6 ) . نام كامل او مجاهد بن جبر و وابستهء بنى مخزوم است . از تابعان بزرگ مكه بود كه از ابن عباس دانش فراگرفت و بسيارى از او كسب دانش كردند . در حدود سال 102 يا 104 ق . درگذشت . بنگريد به : شيرازى ، طبقات الفقهاء ، ص 45 - ت .
( 7 ) . ذاريات / 24 : ميهمانان ارجمند ابراهيم .