صولى در كتاب الوزراء آورده است : « 1 » نخستين چيزى كه سبب شد كار احمد بن يوسف بالا گيرد اين بود كه چون آن مخلوع كشته شد ، طاهر بن حسين فرمود در اينباره براى مأمون نامه بنويسند . آنان درازنويسى كردند . طاهر گفت : از همهء اينها بهتر و خلاصهتر مىخواهم .
پس ، از احمد بن يوسف ياد كردند . فرمود وى را به حضور آورند . او حضور يافت و چنين نوشت : بارى ، آن مخلوع هرچند در تبار و تن ، نيمه ديگر امير مؤمنان بود امّا كتاب خدا آنها را در ولايت و حرمت از همديگر جدا ساخت و آنجا كه داستان نوح و پسرش را بيان كرد فرمود :
يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
« 2 » . هيچكس را در نافرمانى خداوند خويشاوندىاى و پاسداشت خويشاوندىاى نيست ، و آنجا هم كه در راه خدا باشد هيچ پيوند گسستن صدق نكند .
همو به امير مومنان [ - خليفه ] نوشت « 3 » : خدا آن مخلوع را كشت و جامهء پيمانشكنىاش را بر او پوشاند و در دنيا و آخرت امير مؤمنان را صله داد . در دنيا سر آن مخلوع و در آخرت همان بالاپوش و عصا . « 4 » سپاس خدايى را كه از هركس كه با وى پيمان شكست و عهد گسست انتقام ستاند تا الفت و مهربانى را ديگربار به دولت امير مؤمنان بازآورد و به او شريعت را برپا ساخت .
پس طاهر اين نامه را پسنديد و نزد خليفه فرستاد . او همچنين به احمد بن يوسف صله داد و از آن پس احمد جايگاهى و الا يافت تا جايى كه مأمون او را به وزارت برگزيد . « 5 »
در كتاب التاجى از ابو سحاق صابى فصلى در اين مضمون خواندم كه بسيار پسنديدم . آن
هامش
( 1 ) . متن را جهشيارى در الوزراء و الكتاب ( ص 304 ) آورده و ثعالبى نيز در احسن ما سمعت ( ص 26 ) آن را نقل كرده است - ت .
( 2 ) . هود / 46 : اى نوح ، او در حقيقت از كسان تو نيست . او داراى كردارى ناشايسته است .
( 3 ) . متن را با تفاوتهايى بنگريد در : تاريخ الطبرى ، ج 10 ، ص 214 ؛ معجم الادباء ، ج 5 ، ص 167 ؛ زهر الآداب ، ج 2 ، ص 38 - ت .
( 4 ) . بالاپوش و عصا از نشانهاى خلافت بوده است . اين بالاپوش همان برد يا بالاپوش پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه خليفگان در جشنها و نيز به گاه تصدى رسمى خلافت مىپوشيدند . عصا نيز همان بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در دست مىگرفت و از ارثهاى آن حضرت و خود سومين نشان خلافت بود . چون خلافت رسما به كسى مىرسيد آن بالاپوش و عصا و نيز انگشتر ويژه را برايش مىآوردند . بنگريد به شرح استاد ميخائيل عواد در تحقيق كتاب رسوم دار الخلافه ، ص 81 - ت .
( 5 ) . بنگريد به : الوزراء و الكتاب ، ص 304 - ت .