تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
عجبت من ابليس فى كبره * و خبث ما اظهر من نيته تاه على آدم فى سجدة * و صار قوادا لذريّته « 1 »
گفت : به جان پدرت ، او نيز راهى را رفته است . زمانى كه جعفر بن محمّد عليه السّلام درگذشت ابو حنيفه به شيطان طاق « 2 » گفت : پيشوايت درگذشته است . او نيز پاسخ داد : امّا پيشواى تو از آنان است كه تا آن روز مشخص « 3 » مهلت يافته است . « 4 » چون به ابو عبد اللّه جماز خبر رسيد كه فضل بن اسحاق « 5 » خبر مرگ او را داده است گفت :
زعم الفضل بانى * قد نعانى الناعيان نعيانى قبل وقتى * بدهور و زمان انا و الشيخ و ابلي * س جميعا منظران « 6 »
آن‌كه به جراب الدوله « 7 » نامور شده در كتابى كه به او نسبت دهند چنين حكايت كرده است : مرا غلامى بود و از اين خبر يافتم كه در اين‌سوى و آن‌سوى بردن خبر كارهايم خيانت كرده است . او را نكوهيدم و سرزنش كردم . به من گفت : آيا از اين شرم نمىكنى كه دربارهء
هامش
( 1 ) . از ابليس در شگفتم ؛ در تكبر وى و در پليدى نيتى كه آشكار ساخت . در يك سجده بر آدم سر برتافت و راهبر فرزندان او به بدىها شد . ( 2 ) . نام ديگر او محمّد بن على بن نعمان بجلى است . او را به واسطهء انتساب به ولاء بدين خاندان منسوب داشته‌اند . چون در بازارى در طاق المحامل كوفه مىنشست و آن‌جا صرّافى مىكرد او را بدان‌جا نسبت داده‌اند . ( 3 ) . اشاره به آيه‌هاى 34 تا 38 سورهء حجر :قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ * وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ * قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ * قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ * إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ- ت . ( 4 ) . در كتاب العقد الفريد ( ج 4 ، ص 42 ) آمده كه اين گفت‌وگو در حضور مهدى عباسى روى داده و چون مهدى اين سخن شيطان طاق را شنيده خنديده و فرموده است او را ده هزار صله دهند . در كتاب المزاح الثقيل نيز اين خبر آمده و اين احتمال وجود دارد كه خبرى برساخته باشد - ت . ( 5 ) . ابو العباس فضل بن اسحاق معروف به بزاز و از كسانى است كه ابو احمد بن عبدوس سراج و عبد اللّه بن احمد بن حنبل و كسانى ديگر از او روايت كرده‌اند . او را بدين وصف كه مورد اعتماد مأمون بود ستوده‌اند . بنگريد به : تاريخ بغداد ، ج 12 ، ص 361 - ت . ( 6 ) . فضل مدعى شده است كه خبرآوران خبر مرگ مرا آورده‌اند . روزگارانى و زمان‌هايى پيش از روزگار كنونىام خبر مرگ مرا داده‌اند و من و شيخ و ابليس همه مهلت يافته‌ايم . ( 7 ) . نام او احمد بن محمّد بن علوجه سجزى و كنيه او نيز ابو عباس است . تنبور مىنواخت و يكى از نكته‌گويان روزگار خويش بود . كتابى دربارهء نكته‌ها و لطيفه‌ها ، در همهء فنون و زمينه‌ها داشت . ابن نديم در الفهرست ( ص 225 ) از او ياد كرده است - ت .