او روى برمىتافت و چون مصعب به او سلام مىكرد به سلام وى نيز پاسخ نمىداد . يك روز مصعب به او گفت : به تو سلام مىكنم ، ولى مرا پاسخ نمىدهى ؟ گفت : به دليل كسانى از اهل نماز كه كشتى . گفت : آنان كافر و بدكار بودند . ابن عمر گفت : حتى اگر بزهايى از آن پسرت بودند در كشتن همهء آنها زيادهروى كرده بودى و « قطعا پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست » . « 1 »
چون وليد بن عتبه « 2 » به عبد اللّه بن زبير اصرار كرد كه با يزيد بيعت كند ، عبد اللّه گفت :
امشب مرا مهلت ده تا فردا صبح بيعت كنم . وليد به او گفت : حكايت من و تو حكايت آن است كه خداوند فرمود :
إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
. « 3 » پس چون شب فرارسيد ، عبد اللّه به مكه گريخت .
مردمان مكه نخست با على عليه السّلام بيعت كرده بودند و پس از چندى نيز بسر بن ابى ارطاة « 4 » از آنان براى معاويه بيعت ستانده بود . در اين ميان ، على عليه السّلام حارثة بن قدامه « 5 » را از كوفه به نزد آنان فرستاد . چون او به مكه درآمد و مردم از وى استقبال كردند آنان را نكوهيد و بديشان گفت : مىترسم از آنان باشيد كه « چون با كسانى كه ايمان آوردهاند برخورد كنند گويند : ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند گويند : در حقيقت ما با شماييم ؛ ما فقط آنان را ريشخند مىكنيم » . « 6 »
چون معاويه به ابن عباس كنايه زد كه ريش بلندى دارد ، ابن عباس اين آيه را خواند :
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 88 سورهء ص :وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ- م .
( 2 ) . وليد بن عتبة بن ابى سفيان بن حرب يكى از رجال بنى اميه بود ، به سال 57 ق . در روزگار فرمانروايى معاويه زمامدار مدينه شد و يزيد در سال 60 ق . او را بر كنار كرد . وى در حدود سال 64 ق . درگذشت . بنگريد به : نسب قريش ، ص 133 و 433 - ت .
( 3 ) . هود / 81 : بىگمان وعدهگاه آنان صبح است . مگر صبح نزديك نيست ؟
( 4 ) . نام كامل او عمير بن عويمر بن عمران قرشى است . از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت نقل كرده و كسانى نيز از او روايت نقل كردهاند . در دمشق سكونت گزيد و همراه با معاويه در پيكار صفين حضور يافت . به سال 86 ق . و در روزگار وليد بن عبد الملك درگذشت . بنگريد به : تهذيب التهذيب ، ج 1 ، ص 436 - ت .
( 5 ) . حارثة بن قدامه سعدى از ياران على عليه السّلام بود . هنگامى كه بسر بن ابى ارطاة پسران عبيد اللّه بن عباس يعنى عبد اللّه و قثم را كشت ، على عليه السّلام حارثه را به تعقيب او اعزام كرد و حارثه نيز بىدرنگ روانه شد . پس از كشته شدن امام على عليه السّلام مردم مدينه را به بيعت با حسن عليه السّلام خواند و مردم نيز بيعت كردند . بنگريد به : الاغانى ، ج 16 ، ص 271 - ت .
( 6 ) . اقتباس از آيهء 14 سورهء بقره :وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ- م .