تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
وجود دارد . در جار و جنجال و جدل كلامى فرقه‌ها شبههء اختلافى در مورد اعجاز بيانى به نظر مىرسد و البته اين شبهه مآلا براى هر كس كه در ديدگاههاى پيروان فرق در خلال جدلى كه مطرح كرده‌اند به دقّت نظر بپردازد ، بر طرف مىگردد . گروهى در بحث وجوه اعجاز [ اين كه چگونه قرآن اعجاز شده ] نظريه « صرفه » را مطرح ساخته و از آن چنين اراده كرده‌اند كه « خداوند اراده‌ها را از توجه يافتن به رويارويى با قرآن در اين عرصه بازداشته و منصرف كرده است » . انتساب اين نظريّه به عموم معتزله شايع است ، و در اين باره گفتار تعدادى از پيشوايان متقدّم اين مذهب - از جمله ابو اسحاق نظام ، هشام فوطى و عباد بن سليمان - را نيز نقل كرده‌اند . وجه استدلال آنان بر صرفه نيز اين است كه وقتى از نظر عقلى رويارويى با قرآن [ از طريق آوردن همانندى براى آن ] محال نباشد ، اما در عين حال سخنوران عرب - تا چه رسد به كسانى كه در مراتب پايينتر قرار دارند - از رويارويى با آن ناتوان شوند و نرسيده به چنين مقصدى در راه مانند ، همين آيتى و برهانى بر اعجاز است ؛ « زيرا در اينجا آنچه مانع شده امرى خارج از مسير عادت است و به همين سبب در رديف ساير معجزات قرار مىگيرد » . شايد معتزله در اين نظريّه از اين ديدگاه كه قرآن يك معجزه است به آن ننگريسته ، بلكه از اين ديدگاه بدان نگريسته‌اند كه [ صرف نظر از اعجاز بودن يا اعجاز نبودن ] آيتى و دليلى بر صحّت نبوّت است و بنابر اين صرف نظر از خود معجزه ، ناتوانى بشر از آوردن همانندى براى آن براى آيت و برهان بودن آن بسنده خواهد كرد . به عبارت ديگر ، مطلب از اين قبيل است كه آنان به عنوان يك فرض مىگويند : اگر خداوند در دوران ظهور پيامبران پيامبرى مبعوث مىكرد و معجزه و آيت او را تنها همين قرار مىداد كه در هنگام نشستن در حضور مردم دست يا پاى خود را به سمتى حركت دهد ؛ و آنگاه از او پرسيده مىشد آيت تو چيست ، و او نيز پاسخ مىداد آيت من اين است كه دست يا پاى خود را به سمتى حركت دهم و براى هيچكدام از شما چنين كارى ممكن نيست و اگر - در شرايطى كه مردمان مخاطب او از سلامتى بدنى برخوردار بودند و آفتى در اعضايشان نبود - آن شخص دست يا پاى خود را حركت مىداد و چون مردم تصميم مىگرفتند همين كار را انجام دهند ، اما از آن ناتوان مىماندند - در چنين فرضى - همين رخداد يك آيت حاكى از صدق آن مدّعى مىبود . بنابر اين در معجزه بودن يك معجزه كوچكى يا بزرگى