افسار گسيختهاى كه مسلمانان را بدان وسيله در فشار قرار داده بودند معاف بدارد و شرّ جنگى را از سر آنان كوتاه كند كه از سالها پيش شعلههاى آن را برافروخته بودند و همين جنگ پارههاى جگر آنان را طعمهء خود ساخته و سرهاى قلدران آنان را به باد داده بود .
اگر چنين چيزى در توان و تحت قدرت آنان مىبود رنج چنان امورى سخت را بر دوش نمىگرفتند و به استقبال چنان حوادث تلخ و هلاكتبار نمىرفتند و هرگز مركب رهوار و راه استوار سخن را رها نمىكردند كه بر سنگلاخ سخت عمل راه پيمايند . اين چيزى است كه هيچ عاقلى آن را انجام نمىدهد و هيچ خردمندى آن را بر نمىگزيند . اين در حالى است كه از ديگر سوى خاندان او ، قريش ، به درست انديشى و خردمندى فراوان متّصف و از سخنوران درهم كوبنده و شاعران اهل ابداع برخوردار بودند و خداوند نيز در كتاب خويش آنان را به وصف چانهزنى و سرسختى خوانده است ، آنجا كه مىفرمايد : « اين مثل را تنها از سر چانه زنى و جدل برايت آوردند ، بلكه آنان طايفهاى ستيزه جويند » ( زخرف / 58 ) و نيز مىفرمايد : « . . . تا بدين وسيله مردمى سرسخت را هشدار دهى » ( مريم / 97 ) .
از ديگر سوى به علم ضرورى مىدانيم كه اگر انسانى عاقل چنان تشنه شود كه از تشنگى بيم جان كند و در عين حال نزد خود آبى مناسب نوشيدن نيز داشته باشد و در عين حال از آن آب نياشامد تا بميرد ، در مورد او چنين حكم خواهد شد كه قاعدتا از نوشيدن آب ناتوان بوده و قدرت چنين كارى نداشته است . اين حقيقتى است روشن كه درك آن بر هيچ عاقلى دشوار نمىماند » « 3 » . قاضى عبد الجبّار معتزلى اين نكته را مورد تأييد و تقويت قرار مىدهد و آنگاه چنين مىافزايد :
اگر گفته شود : اميّة بن خلف جمحى گفته است : اگر مىخواستيم همانند آن مىآورديم ، در پاسخ گفته خواهد شد ادّعاى يك كار و امكان آن هرگز مانع اين نمىشود كه بتوان بر ناشدنى بودن آن - بدين معنا كه به رغم وجود انگيزهها و زمينههاى لازم واقع نمىشود - استدلال كرد ؛ گواه آن كه هر فردى از ما مدّعى انجام چيزى شود كه خود به ناممكن بودن آن علم دارد .
اگر خصم بگويد : چگونه با روشن بودن دروغ اين ادّعا طرح آن ممكن است ، پاسخ داده خواهد شد كه براى يك نفر يا براى يك جمع اندك ، هيچ ممتنع نيست
هامش
( 3 ) خطابى ، بيان اعجاز القرآن ، ص 22 از ثلاث رسائل في الاعجاز . مقايسه كنيد با آنچه در البيان و التبيين جاحظ ، ( چاپ التجارية ، 1932 م ، ج 1 ، ص 21 ) آمده است . آنچه در اينجا آمده تقريبا عين همان چيزى است كه در النكت رمّانى ( ص 11 ) آمده ؛ آنچه در اعجاز القرآن باقلانى ( ص 27 ) آمده نيز با اين اظهارات تفاوتى ندارد ، و همين مطالب با توضيح و تبيين بيشتر جزئيات در الشافيه جرجانى در ضمن ثلاث رسائل فى الاعجاز آمده است .