تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
كه به خاطر برخى اهداف و از سر دروغ و بهتان و به عنوان ادّعايى بىاساس مدّعى چيزى شود كه خلاف آن براى همگان معلوم است . . . . علاوه بر اين ، چنين نيست كه در همه جا اين احتمال را - كه خصم گفته است - در مورد جمعى اندك روا بدانيم كه برخوردارى از رويارويى [ با قرآن ] يا پنهان نگه داشتن اين خوددارى با يكديگر تبانى كنند و همدست شوند ؛ زيرا در شرايطى كه رقابت شديد وجود دارد ، طبع انسان به تحرّك در مىآيد ، غيرت در درون انسان برانگيخته مىشود ، رياست و پيشوايى و اوضاع و احوالى كه بدان خوگرفته شده در معرض تهديد قرار مىگيرد و در شرايطى كه انسان به تحمّل ذلّت تهديد مىشود - در بسيارى از اين شرايط - حتى براى يك نفر هم روا نيست زبان از سخنى فرو بندد كه مىتواند بدان وسيله ننگ و عار و ذلّت را از خود دور سازد ، تا چه رسد به اين كه در مورد يك جمع ، خواه اندك و خواه فراوان ، چنين چيزى روا شمرده شود . چنين چيزى حتّى براى يك نفر عاقل ، در صورتى كه اهل معرفت باشد ، روا نيست تا چه رسد به اين كه براى يك جمع روا باشد . چگونه مىتواند فردى در ميان آنان ادّعاى نبوّت كند و آنان را بدين ملزم سازد كه به فرمان او درآيند ، و آنگاه آنها از راه حلّ روشنى كه هيچ شبهه‌اى در آن نيست روى بگردانند ؟ آيا در چنين صورتى حكايت آنان جز حكايت همان كسى خواهد بود كه به رغم تشنگى شديد و به رغم فراهم بودن آب و فقدان موانع از نوشيدن آن خوددارى ورزيده است ؟ اگر چنين باشد بايد آنان را از رديف عاقلان بيرون خواند . « 4 » مسئلهء اعجاز از ديرباز خود را به عنوان يك حقيقت مسلم در برابر علماى سلف مسلمان - به رغم همه اختلاف آراء و تعدد اقوالى كه در « وجوه اعجاز » داشته‌اند - مطرح ساخته است . صرف نظر از اين كه هر يك از اين عالمان در وجوه اعجاز گفته‌اند ، آنچه هيچ ترديدى در آن نيست اين حقيقت است كه هرگز « اعجاز بلاغى قرآن » مورد نزاع و جدل قرار نگرفته و تنها چيزى كه در ميان فرقه‌هاى مختلف اسلامى مورد نزاع واقع شده آن است كه آيا مىبايست بلاغت قرآن را تنها وجه اعجاز دانست يا در كنار آن وجوه اعجاز ديگرى نيز
هامش
( 4 ) المغنى ، ج 16 ، ص 273 .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 75 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري