تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
باقلانى در اين موضع خود از كسانى دور نيست كه معتقدند تحدّى و مبارزه جويى قرآن تنها خطاب به مردم نخستين عصر ظهور اسلام است ، يعنى همان عقيده‌اى كه او خود در جاهاى ديگر آن را شديدا محكوم كرده است ؛ وى در جايى دربارهء مردم آن نخستين دوران مىگويد : وقتى بدانيم مردم آن دوران - يعنى دوران پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - از آوردن همانندى براى قرآن ناتوان بوده‌اند ، ديگر مردمى كه در دوره‌هاى بعد آمده‌اند از آنان ناتوانتر خواهند بود ؛ زيرا فصاحت آنان و فنونى كه در سخن به كار مىگرفتند بدان حدّ است كه مردمان دوره‌هاى بعد نمىتوانند چيزى بر آن بيفزايند ، و وضعيّت آنان در اين مسئله از آن بهتر است كه كسى ديگر بتواند به آنان نزديك يا با ايشان برابر شود ، تا چه رسد كه بر آنان پيشى گيرد . امّا ديرى نمىپايد كه بلافاصله در عبارت بعد ، اين را كه تنها اعراب عصر بعثت مخاطب تحدّى قرآن بوده‌اند ناديده مىگيرد و مىگويد اين تحدّى ، به يك نحو ، هم آنان و هم ديگران را مورد خطاب قرار داده است . وى مىگويد : ما به همان نحو كه از ناتوانى مردم نخستين عصر [ در آوردن همانند ] آگاهى مىيابيم از ناتوانى مردم ديگر عصرها نيز آگاه مىشويم ؛ زيرا راه رسيدن به چنين آگاهيى در هر دو مورد يكى است ؛ چرا كه همه به يك نحو مخاطب تحدّى و مبارزه جويى قرار گرفته‌اند ، و از ديگر سوى روح به مخالفت و مبارزه برخاستن در همهء طبايع به يك نحو موجود است و تكليف نيز به يك شيوه و بىآن كه تفاوتى در كار باشد متوجّه همگان است . من از آن بيم دارم كه با نقل اين عبارتها از گفتار باقلانى ، كه به گمانم موضع او در دو مسئله « اعجاز » و « تحدّى » را روشن مىسازد ، به او ستم روا داشته باشم ، امّا حقيقت آن است كه در هر جا به محض اين كه در عبارتى از عبارتهاى او كه نقلش مىكنم نظريّه‌اى به دستم مىآيد ، در عبارت پس از آن نظريّه‌اى ديگر ، جز آنچه از عبارت قبلى استنباط كرده‌ام ، مىبينم . به گمان من تنها علّت تحيّر او در اظهار يك موضع روشن و قاطع در اين خصوص آن است كه وى دو مسئله را از يكديگر جدا نكرده است : مسئله اعجاز به عنوان يك مسئله پاينده و ابدى كه همه مردم را در اعصار متفاوت و در گذر زمان [ به ايمان آوردن ] ملزم مىسازد ؛ و مسئله تحدّى و مبارزه جويى قرآنى كه تنها در برابر مشركان عصر بعثت مطرح بوده و ناتوانى آنان از رويارويى - آن هم در حالى كه خداوندگاران بيان و بلاغت و پشتيبانان موهوم جنّ