در اينجا ، در بحث از مسئله تحدّى و هماورد طلبى قرآن و نمايش اعجاز آن ، با پرسش ديگرى روبرو مىشويم كه به دليل ابهام موجود در آن از دقّت فراوانى برخوردار است ، و آن اين كه آيا مخاطبان هماورد طلبى قرآن تنها اعراب عصر بعثت بودند ، يا آن كه اين تحدّى تا ابد وجود دارد و با زمان امتداد مىيابد ؟
گروهى از نويسندگان دربارهء اعجاز اين عقيده را اختيار كردهاند كه « تنها همان مردمان نخستين عصر ظهور اسلام مخاطب اين مبارزه جويى بودهاند » و گروهى ديگر بر اين باور شدهاند كه « قرآن همه مردم را ، در همهء عصرها و همهء نسلها مخاطب تحدّى قرار مىدهد » . « 10 »
برخى نيز نتوانستهاند ميان اين دو نظريّه موضع درستى را اتخاذ كنند ، و دچار آشفتگى نظريّه شده ، گاه عقيدهء نخست را برگزيدهاند و گاه نيز آگاهانه يا ناخودآگاه به سمت عقيدهء دوم كشيده شدهاند .
به عقيدهء من با تفاوت گذاشتن ميان دو مسئله اعجاز بودن قرآن و تحدّى و مبارزه جويى آن اختلاف موجود در اين باره نيز از ميان مىرود :
اعجاز در هر عصرى بپاست و اختصاص به مردمى كه در يك دوران يا زمان خاص زندگى مىكنند ندارد . اين حقيقتى است كه ما آن را از كلام امام طبرى استنباط مىكنيم ، آنجا كه دربارهء آيت تأييد خداوندى نسبت به پيامبر مصطفى ، يعنى از معجزهاى سخن مىگويد كه « در همهء ايّام باقى ، در گذر روزگاران و دورانها ثابت ، و به رغم گذشت ماهها و سالها جاويد و پاينده است » . « 11 »
بنابر اين در اينجا سخن از اعجاز است نه از تحدّى و مبارزه جويى قرآن ، و نه آن گونه كه يكى از نويسندگان اين عبارت طبرى را نقل و از آن چنين برداشت مىكند و نتيجه مىگيرد كه « اعجاز قرآن در همهء عصرها وجود دارد و در همهء زمانها ، مردم مخاطب تحدّى و مبارزه جويى آنند » « 12 » .
بدين سان ، اگر اعراب عصر بعثت نبوى تنها مخاطبان تحدّى بودهاند بدان سبب است كه آنها صاحبان اين زبان يعنى زبان عربى بوده و اسرار بيان و بلاغت آن را درك مىكردهاند .
هامش
( 10 ) دربارهء اين اختلاف نظر رجوع كنيد به باقلانى ، اعجاز القرآن ، ص 10 و پس از آن .
( 11 ) تفسير طبرى ، « مقدّمه » ، ج 1 ، ص 3 .
( 12 ) سيّد صقر ، در حاشيهء اعجاز القرآن باقلانى ، ص 11 .