ابن اثير مىگويد :
در لغت ، كلمهء « ربّ » بر مالك ، آقا و تدبير كننده ، مربى ، قيّم ، و نعمت دهنده اطلاق مىشود . در حديث على - رضي اللّه عنه - است كه « الناس ثلاثة : عالم ربّانى . . . »
( مردم سه دستهاند : عالم ربانى . . . ) اين منسوب است به ربّ ، به زيادت الف و نون به منظور مبالغه . گفته شده : در اين روايت نيز ربّانى از ربّ به معنى تربيت است و ربّانى عالمى است راسخ در علم و دين و يا كسى كه به علم خود در پى به دست آوردن خشنودى خداوند است . گفته شده : عالم ربّانى عالمى است كه عمل كند و تعليم دهد . « 208 »
در زبان عربى ، اصل استعمال « ربّ » در مالك و صاحب شىء است ، چنان كه در آيات يوسف / 23 ، 41 و 42 به همين معنا به كار رفته است .
« مربوب » به معنى مملوك است ؛ و « ربّ الصّبىّ » يعنى كودك را تربيت كرد ؛ « ربيبه » يعنى دايه و همچنين دختر زن .
شايد بتوان گفت در آيهء موضوع بحث ، كلمه « ربّيّون » ارتباط خود را با اصل معناى اين ماده در تربيت حفظ كرده و بنابراين « ربّيّون » صرفا به معنى « جموع » نيست ، بلكه اين كلمه بر آن دلالت دارد كه اين گروهها بر كلمات پروردگار و شريعت و هدايت او كه پيامبرانشان به آنان رسانده ، تربيت يافته بودند . ]
188 - مخمصة :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « مخمصة » .
ابن عباس گفت : « مجاعة » ( گرسنگى ) چون نافع از او پرسيد : آيا عرب با اين مفهوم آشناست ، گفت : آرى ، آيا نشنيدهاى اين بيت اعشى را :
تبيتون فى المشتى ملاء بطونكم * و جاراتكم سغب يبتن خمائصا
يعنى : در قشلاقها با شكمهاى پر مىخوابيد ، در حالى كه زنانى كه با شما همسايهاند با شكمهايى به پشت چسبيده و گرسنه مىخوابند .
اين كلمه در دو آيهء ذيل آمده است :
هامش
( 208 ) ر ك : النهاية .