يعنى : چه بسا پيامبرانى كه خدا گرايان بسيارى در كنار آنان جنگيدند و از آنچه در راه خدا به آنان رسيده بود سست نشدند و ضعيف و درمانده نگشتند و خداوند صابران را دوست دارد .
اين صيغه تنها يك بار در قرآن آمده ، امّا از همين ماده است :
- « ربّ » به صورت مضاف به اسم ظاهر و يا ضمير ، در بيشتر از نهصد و چند مورد .
در اين موارد كه در هيچكدام كلمه « الرّب » به صورت معرّف به « ال » وجود ندارد ، كلمه ربّ به معنى دينى خاصّ آن و براى خداوند و در مواردى بسيار اندك نيز نسبت به بشر به كار رفته است ، همانند آيات يوسف / 23 ، 41 ، 42 ، در مورد عزيز ، كه در اين آيات « ربّ » به معنى آقا و پادشاه است ، و نيز از قبيل آيهء نازعات / 24 ، در مورد فرعون كه مىگويد :
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
( من پادشاه بزرگ شمايم ) .
- جمع « ارباب » ، چهار بار ، و در سياق محكوم كردن شرك يا نهى از آن .
- « ربّانيّون » ، سه بار .
- و در غير معنى ربوبيّت ، كلمهء « ربائبكم » در آيه سورهء نساء / 23 ، در بيان محارم .
بر تفسير « ربيّون » به « جموع كثيرة » اين اشكال است كه در آيه بلافاصله پس از اين كلمه به وصف « كثير » تصريح شده و بنابراين در تفسير مزبور تنها اين مىماند كه ربّيّون به معنى جموع است .
اين تفسيرى است نزديك به سخن مجد در القاموس كه مىگويد :
ربّيّون جمع « ربّى » است و آن به معنى هزاران تن از مردم ، مأخوذ از « ربب » كه به معنى آب فراوان مىباشد .
اما راغب دربارهء اين كلمه چنين مىآورد كه « ربّى » همانند « ربّانى » است . او مىگويد :
گفته شده : منسوب به « ربّان » است . گفته شده : منسوب به « ربّ » است كه مصدرى است به معنى تربيت و بدين معنا « ربى » كسى است كه علم پرورد . گفته شده : اين كلمه منسوب به اين مصدر و معنايش آن است كه خود را با علم مىپرورد . در حقيقت اين دو تفسير ملازم يكديگرند ؛ زيرا هر كس خود را با علم بپرورد علم را نيز پرورده است و هر كه علم پرورد خود را نيز بپرورد . گفته شده : اين منسوب به « ربّ » يعنى خداوند متعال است ، همانند كلمه منسوب « الهى » زيادت نون نيز در صيغهء منسوب ديگر يعنى ربّانى از قبيل زيادت نون در حيّانى و جسمانى است . « 207 »
هامش
( 207 ) ر ك : المفردات .