صرصر بر آنان فرستاديم » ؛ قمر / 19 :
« كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ * إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ »
« پيش از آنان قوم عاد تكذيب كردند . پس عذاب و هشدارها چگونه بود ؟ ما بر آنها در روزى نحس كه پايان پذيرفتنى نبود بادى صرصر فرستاديم » ؛ - « صرّه » در آيه ذاريات / 29 ، در ماجراى ابراهيم :
« فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَها وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ »
« زنش فرياد زنان روى كرد و بر صورت خود نواخت و گفت :
پيرزنى عقيم » .
- فعل از باب « اصرار » ، چهار بار .
در مورد تفسير اين كلمه به « برد سرد ، سرما » مىبايست يادآور شويم كه در قرآن كريم مادّه « برد » ، خود ، در چندين جاى آمده است :
- اسم « برد » در دو آيه :
انبياء / 69 :
« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
« گفتيم اى آتش بر ابراهيم سرد و سلامت باش » ؛ نباء / 4 :
« لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً »
« در آنجا طعم هيچ خنكى و آبى نچشند » .
- اسم فاعل « بارد » در دو آيه ديگر :
ص / 42 :
« هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ »
« اين آبى سرد براى شستن است » ؛ واقعه / 44 :
« وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ * لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ »
« و سايهاى از دود سياه كه نه سرد است و نه خوش .
روشن است كه در همهء اين آيات « برد » نقيص « حرّ » ( گرم ) است . اما آيا « صرّ » نيز نقيض « حرّ » مىباشد ؟
به نظر مىرسد كه در معنى « صرّ » ، شدّت منظور شده ، چنان كه همين مفهوم در :
« اصرار » يعنى سختگيرى در تمسّك به چيزى ، در « الصرّة » به معنى شدّتى كه از گرفتارى و جنگ باشد و به معنى صيحهاى كه از شدت درد و گرفتارى برخيزد ، و نيز « صرير » به معنى صداى وزش باد و نيز سختترين صيحهها منظور شده است .
احتمالا اصل استعمال اين مادّه در « صرار » است به معنى پارچه يا هر وسيله ديگرى كه پستانهاى شتر با آن [ به پشتش ] بسته مىشود تا شير را در پستانهايش نگه دارد ؛ يا در « صرّه » به معنى كيسهاى كه دراهم يا هر چيزى همانند آن را در آن گذارند و محكم ببندند .
اصولا مفهوم به خود جمع شدن و گرفتگى از مفاهيم ملازم با سختى سرماست و در اين كه به