تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
صدقات خود را با منّت و آزار باطل مكنيد ، همانند آن كه اموال خود را براى ريا در برابر مردم انفاق مىكند و به خداوند و روز واپسين ايمان ندارد . حكايت او حكايت سنگى صاف است كه بر آن اندكى خاك بود ، پس بارانى بدان رسيد و آن را ديگر بار صاف و بىحاصل كرد . آنان با آنچه كرده‌اند به هيچ چيز دست نيابند و خداوند مردمان كافر را هدايت نمىكند . اين صيغه تنها يك بار در قرآن كريم آمده است . دربارهء صفوان ، گفته شده جمع « صفوانة » است ، و همچنين گفته شده مفرد « صفى » است . « 201 » در قرآن كريم از اين مادّه آمده است : - فعل « أصفاكم » دو بار ؛ - افعال « إصطفاء » به صورت ماضى و مضارع ، دوازده بار ؛ - دو اسم مفعول « المصطفين الأخيار » و « عسل مصفّى » ؛ - « الصّفا و المروة » نيز يك بار . پيش از اين در مسأله شماره 169 گذشت كه ابن ازرق از معنى « صلدا » در همين آيه پرسيد و ابن عباس آن را به « الحجر الاملس » ( سنگ صاف ) تفسير كرد ، گويا كه معنى آيه از نظر ابن عباس چنين است : حكايت سنگى صاف كه بارانى بدان رسيد و آن را صاف كرد . چنين تفسيرى يك تفسير نزديك به معنى كلمه به نظر نمىآيد . راغب در مورد « صفا » بر اين عقيده است : اصل « صفا » خلوص شىء از ناخالصى است و از همين معناست كلمه « صفا » براى سنگ صاف . . . « صفوان » نيز همانند صفا و مفرد آن « صفوانة » است . خداى تعالى مىفرمايد :
« صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ »
، و گفته مىشود : « يوم صفوان » يعنى روزى با هواى صاف و كاملا سرد . « 202 » در فرهنگهاى زبان عربى نيز در ذيل « صفوان » آمده است : سنگ صاف و درشتى كه گياه بر آن نرويد . ما اين نظريه را بر مىگزينيم كه خالى بودن و بىحاصل بودن اصل معنى اين ماده است ، چنان كه گويند : « اصفت الدجاجة » زمانى كه مرغ از تخم كردن باز ايستد ، « اصفى الرجل
هامش
( 201 ) ر ك : النهاية . ( 202 ) ر ك : المفردات .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 618 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري