گفتهاند : مقصود از « غاسق إذا وقب » ماه است زمانى كه كامل شود . از عايشه - رضي اللّه عنها - آمده كه گفت : رسول خدا - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - دست مرا گرفت و آنگاه به ماه اشاره كرد و فرمود ، از اين به خداوند پناه بر كه همان « غاسق اذا وقب » است . « وقوب » ماه [ در اين تفسير ] عبارت است از داخل كسوف شدن و سياه شدن آن ؛ زيرا وسوسه انگيزى و ترس انگيزى ماه در اين صورت بيشتر و تحرّز از آن سختتر است و از همين معناست كه گفتهاند : « اللّيل اخفى للويل » ( شب ترس بيشترى در خود نهان دارد ) و « اغدر اللّيل » ( شب نيرنگ كرد ) ، زيرا وقتى تاريك شود نيرنگ فراوانتر صورت مىگيرد ، در اينجا به خاطر ملازمه نيرنگ و حيله با ظلمت شب و حدوث آن در ظلمت « غدر » به ليل اسناد داده شده است . « 194 »
ابو حيّان نيز در مورد غاسق چنين مىافزايد :
خورشيد ، زمانى كه غروب كند ؛ ماه ؛ ثريّا ؛ مار .
غاسق به معنى شب است ؛ و « وقب » به معنى اينكه تاريك شد و همه را در برگرفت . اين تفسير را ابن عباس ، حسن و مجاهد اظهار داشتهاند . اما زمخشرى سر و ته اين اظهارات را بريده و گفته است : « غاسق . . . » - آنگاه اظهارات زمخشرى را نقل مىكند و آنگاه چنين ادامه مىدهد - از شرّ « غاسق » ( شب ) به خداوند پناه برده شده است : چرا كه در شب شياطين و ديوها و حشرات و درندگان ظاهر مىشوند . شاعر مىگويد :
يا طيف هند لقد ابقيت لى أرقا * إذا جئتنا طارقا و الليل قد وسقا
يعنى : اى روياى هند بيخوابى را برايم بر جاى گذاشتى ، آن هنگام كه در تاريكى شب و چون ظلمت همه جا را گرفته بود به خوابمان آمدى .
محمد بن كعب مىگويد : مقصود از آن [ غاسق اذا وقب ] روز است كه به شب در آيد . ابن شهاب مىگويد : مقصود از غاسق خورشيد است هنگامى كه غروب كند .
قتبى و ديگران گفتهاند : مقصود ماه است چون به چشمه خويش در آيد و خسوف كند . در حديث است ، به خدا پناه ببر . . . » از پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آمده كه « غاسق » ستاره است . ابو زيد به نقل از عرب مىگويد : غاسق ستارهء ثرياست چون سقوط كند ، و در هنگام سقوط اين ستاره بيماريها و طاعون شدت مىگرفت . همچنين « غاسق » مار است زمانى كه نيش زند ؛ و سمّ نيش مار است
هامش
( 194 ) ر ك : الكشّاف .