تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
زيرا از آن جريان مىيابد . « 195 » در القاموس دربارهء « غسق » آمده است : « غسق » تاريكى ابتداى شب است . « غسق اللّيل » - بر وزن ضرب و سمع ، كه مصدر آن غسق ، به سكون سين و همچنين به حركت آن ، و غسقانا است - و نيز « اغسق الليل » به معنى آن است كه ظلمت و تاريكى شب شدّت يافت . « غسق الثريا » در زمانى گفته مىشود كه ثريا سقوط كند و غايب شود . « غسقت العين » يعنى چشم تاريك يا پر اشك شد . « غسقت الجرح » يعنى خونابه از زخم جارى گشت . « غاسق » ماه يا شب است پس از غيبت سرخى شفق . « من شرّ غاسق اذا وقب » يعنى : شب ، هنگامى كه سرخى شفق از بين رود ، « اغسق الليل » : يعنى شب به تاريكى در آمد . « اغسق الموذّن » : يعنى مؤذن اذان مغرب را تا سياهى شب به تأخير افكند . واژهء « غسّاق » در دو آيهء سوره‌هاى نبأ و ص به آنچه از پوستهاى اهل دوزخ مىچكد ( المفردات ) و خونابه‌اى كه از آنان جارى مىگردد ( الكشّاف ) تفسير شده و همچنين در تفسير آن گفته شده : اشكى است كه از آنان جارى مىگردد و از همين معناست حديث : « لو انّ لنا دلوا من غسّاق يراق فى الدنيا لأنتن ريحها » ( اگر تنها يك دلو غساق در اين دنيا ريخته مىشد بوى بد آن همه را آزرده مىساخت ) . در زبان عربى كلمه « غساق » با تشديد و بدون تشديد - در مورد خونابه بدبويى كه از زخم جارى مىشود به كار مىرود ، منقول از « إغساق العين » به معنى سرازير شدن اشك از چشم به سبب درد آن . در اين كلمه [ اغساق ] به تاريك شدن چشم و از ميان رفتن رؤيت به سبب اشكى كه از درد جارى مىشود نظر شده است . ممكن است از مجموع آنچه گذشت چنين برداشت كنيم كه « غسق » براى دلالت بر ظلمت شب است ، هنگامى كه شفق از ميان برود ؛ و « غاسق » شرّى است كه در شب مىآيد و در تنهايى ، انسان از آن ترس دارد ؛ و « اغسق » به معنى آن است كه شب به « غسق » يا ظلمت كامل در آيد . ]
هامش
( 195 ) ر ك : البحر المحيط .