- « غسّاق » در دو آيهء ذيل :
- ص / 57 :
« هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمِهادُ * هذا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَ غَسَّاقٌ »
« چنين است ، و سركشان را بدترين فرجام باشد ، دوزخى كه بدان در آيند و بد جايگاهى است . اين مسلّم است ، پس بايد آن آب جوشان و خونابه را بنوشند » .
نبأ / 25 :
« إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً * لِلطَّاغِينَ مَآباً * لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً * لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً * إِلَّا حَمِيماً وَ غَسَّاقاً * جَزاءً وِفاقاً »
« دوزخ در انتظار * و فرجام و جايگاه سركشان است * سالها در آنجا بمانند * و طعم هيچ خنكى و آبى نچشند * جز آبى جوشان و خون و چرك * و اين كيفرى است برابر با كردار » .
اين چهار كلمه ، همهء موارد استعمال اين مادّه در قرآن مىباشد .
در صورتى كه « غسق » به ظلمت تفسير شود - كه در آيهء اسراء تفسيرى نزديك مىباشد - « غاسق » كه موضوع مسأله است به معنى ظلمانى و تاريك خواهد بود .
راغب اين كلمه را به معنى شب تفسير كرده و مىگويد :
آن [ غاسق اذا وقب ] عبارت است از گرفتاريى كه در شب پديد آيد ، همانند « طارق » [ كه به چنين معنايى است ] .
گفته شده : مقصود از آن ماه است كه كسوف كرده و سياه شده باشد .
در حديث عايشه آمده است كه پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - به ماه نگريست و آنگاه به وى فرمود : از اين به خداوند پناه بر كه همين « غاسق إذا وقب » است . ابن اثير مىگويد :
« غسق غسوقا فهو غاسق » در موردى است كه تاريك شود ، و « أغسق » نيز همانند آن مىباشد . ماه بدان سبب در اين حديث « غاسق » ناميده شده كه چون خسوف كند يا در پس ابرها قرار گيرد تاريك شود . « 193 »
زمخشرى نيز در آيهء فلق مىگويد :
« غاسق » شب است هنگامى كه ظلمت آن قيرگون شود ، مأخوذ از اين كلام خداوند - تعالى - كه مىفرمايد :
« إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ »
. از همين معناست : « غسقت العين » در اين مورد كه چشم پر اشك شود ؛ و « غسقت الجراحة » در موردى كه زخم پرخون گردد . « وقوب » غاسق نيز عبارت از گستردن ظلمت بر هر چيز است .
هامش
( 193 ) ر ك : النهاية .