تعظيم خداوند ] . او در كشّاف مىگويد :
به اميد توقيرى از جانب او يعنى بزرگداشتى از جانب او نيستيد ؛ يعنى چرا در وضعيتى نيستيد كه اميد داشته باشيد خداوند شما را به چنين وضعيّتى در سراى ديگر كه سراى پاداش است گرامى بدارد .
زمخشرى ، در ادامه ، سياق آيه را نيز براى چنين معنايى توجيه مىكند و مىگويد :
« للّه » براى بيان توقير كننده آمده است و اگر اين كلمه پس از « وقارا » آمده بود صله و متعلّق آن بود . در عين حال به رغم اين تأخر مقصود آن است كه اميد « وقر للّه » ( گراميداشت و پاداش كه از جانب خداوند باشد ) نداريد .
ابو حيّان در البحر المحيط اقوال و آراء ذيل را در اين باره نقل كرده است :
« رجاء » به معنى خوف و همچنين به معنى امل است .
ابو عبيده و كسانى ديگر گفتهاند : « لا ترجون » به معنى « لا تخافون » ( نمىترسيد ) است ، و « وقار » به معنى عظمت و سلطنت ؛ و بر اين مبنا اين آيه وعيد و تخويف مىباشد .
گفته شده : به معنى « لا تأملون له توقيرا ، اى تعظيما » است ( به اميد بزرگداشت و گراميداشتى از جانب او نيستيد ) آنگاه كلام زمخشرى را در توجيه آيهء مورد بحث كه قبلا گذشت مىآورد سپس مىافزايد - با اين كه چرا از حلم خداوند و از اين كه در عذاب شما شتاب نمىكند نمىترسيد تا ايمان آوريد .
گفته شده : آيه بدان معناست كه چرا از عظمت خداوند نمىترسيد ؟
از ابن عباس روايت شده كه از عاقبتى كه خداوند بدهد نمىترسيد ، چه اين كه عاقبت ، همان حال استقرار امور و ثبات پاداش و كيفر است ، بر اين تفسير كلمه « و قارا » مأخوذ است از « وقر » در موردى كه شىء ثبوت و استقرار يابد .
گفته شده : آيه بدين معناست كه چرا اميد به خداوند و ملاقات او را وقار قرار نمىدهيد ؟ بنابر اين تفسير ، وقار از جانب مردمان است و آنان فاعل آنند . گويا كه مىگويد : « دور انديشى و تأمل داشته باشيد كه فكر هر لحظه در معرض سبكى و نابخردى و خود رأيى است .
سعيد بن جبير مىگويد : چرا به اميد پاداش خداوند نيستيد و از كيفر او نمىترسيد ؟
از ابن عباس است كه : چرا به عظمت خداوند واقف نيستيد ؟
از ضحّاك و مجاهد است كه : چرا به عظمت خداوند توجهى نداريد ؟
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 584
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص٥٨٤