تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
العذاب » مفهوم جستن و در صدد چيزى بر آمدن دارد و از همين معناست كه گفته مىشود : « سيم فلان الخسف » ( خوارى و ذلتى به دو رسيد ) . و از همين معناست « سوم » در بيع و « مساومه » به معنى قصد مغبون ساختن طرف ديگر . « 176 » ابن اثير اين كلمه را در حديث نهى از « سوم » قبل از طلوع فجر ، به « چرا » تفسير مىكند ؛ زيرا اين زمان زمان ذكر خداوند گفتن است ؛ و يا آن كه چون شتر در ابتداى صبح و هنگامى كه روى زمين شبنم است چرانده شود به و با مبتلا مىشود و اين نزد عرب معروف است . او در حديث « السائمة جبار » مىگويد : يعنى گوسفندى كه در چراگاه رها شده ، اگر به كسى آسيبى برساند جنايت آن هدر است و مسؤوليّتى براى كسى ايجاد نمىكند . « 177 » در آيه نيز « چراندن » معنى متبادر از اين كلمه است . امّا در مورد انتقال اين مادّه به « سوم العذاب » ، نزديكتر از نظريّه راغب ، كه مىگويد اين كلمه با مفهوم جستن و قصد چيزى كردن به اين معنا نقل يافته ، آن است كه بگوييم اين كلمه نقل يافته است از « أسام الإبل » به معنى شتران را چراند يا در چراگاه رها كرد ، و « أسام الخيل » به معنى اسبها را رها كرد . از همين معناست كه گفته شده است : « أسام على القوم » يعنى اسبان خود را رها كرد و به سرزمين آنان گسيل داشت و غارت كرد و اموالشان را تباه ساخت . تفاوت مدلول كلمه « سوم » بسته به اين كه متعلّق كلمه چيست و در مورد چه چيزى به كار رفته است آشكار مىگردد : وقتى در مورد گله به كار مىرود به معنى چرانيدن ، در مورد اسب به معنى غارت و هجوم و در مورد انسان به معنى آزار و تسلّط است . ]

165 - ترجون :

نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً »
. ابن عباس گفت : « لا تخشون للّه عظمة » ( در مقابل عظمت خداوند خوف و خشيت نداريد ) ؛ و آنگاه به بيتى از ابو ذؤيب استشهاد كرد :
هامش
( 176 ) ر ك : المفردات . ( 177 ) ر ك : النهاية .