إذا لسعته النحل لم يرج لسعها * و حالفها في بيت نوب عوامل
« 178 » يعنى : چون زنبور او را نيش زند از نيش زدن آن ترسى نداشته باشد و در همين حال در كندويى زنبورانى كارگر با اين زنبور همدست شوند .
[ در اينجا آنچه موضوع سؤال قرار گرفته « ترجون » است و بيتى كه به عنوان شاهد آمده نيز در اين باره مىباشد .
[ اين كلمه در آيهء نوح / 13 ، در خطاب او به قوم خود ، آمده است :
« ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً * وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً »
يعنى : چرا از عظمت خداوند نمىترسيد در حالى كه شما را به گونههايى چند آفريده است ؟
در قرآن كريم از مادّهء رجاء ، يازده بار فعل مضارع ، يك بار فعل امر ، و يك بار اسم مفعول « مرجوّون » آمده است . روشن است كه در اينجا آنچه موضوع سؤال است مفهوم اين كلمه در آيهء نوح مىباشد كه داراى خصوصيّتى معنايى است ؛ چه اين كه مادّه « رجاء » در ساير مواضع به همان معنى متبادر و آشناى خود يعنى خواستن و آرزو كردن و دل بستن به چيزى به كار رفته است .
تفسير اين كلمه به « خشيت » تقريبى است كه دلالت بر رجاء را در اين مادّه منع نمىكند . راغب دربارهء اين كلمه مىگويد : گفته شده است : اين كلمه به معنى « لا تخافون » ( نمىترسيد ) است - آنگاه بيت شاهد را ذكر مىكند - و سپس ادامه مىدهد : « و وجه چنين تفسيرى نيز آن است كه خوف و رجاء با يكديگر تلازم دارند » ؛ زيرا هر كس به چيزى رجاء داشته باشد از اين كه آن چيز حاصل نگردد خوف دارد ؛ و به عكس آن نيز صادق است .
خداوند تعالى مىفرمايد :
« وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ »
و
« آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ »
.
راغب اين كلمه را به اصل معنى خود بر مىگرداند كه عبارت است از « أرجت الناقة » يعنى هنگام زاييدنش نزديك شد ؛ و حقيقت آن نيز اين است كه صاحبش را بدين اميدوار ساخت كه هنگام زاييدنش نزديك شده است . « 179 »
اين در حالى است كه زمخشرى در مورد اين كلمه معنى « أمل » را اختيار مىكند و متعلق « وقار » در آيه را خود مخاطبان و معنى آن را توقير و گراميداشت مخاطبان مىداند [ نه
هامش
( 178 ) روايت الاتقان و الاساس ، در ماده « نوب » چنين است . اما روايت ديوان الهذليين ، ج 1 ، ص 143 چنين مىباشد :اذا لسعته الدبر لم يرج لسعها * و حالفها فى بيت نوب عواسل( 179 ) ر ك : المفردات .