اينها همه مدلولهايى دور از يكديگرند ، هر چند مىتوان همه را به علفزار برگرداند كه چراگاه نيز نزديك به آن است . آنگاه اين كلمه در استعمال مجازى ، به آب ، كه سبب رويش علفزار است ، و بر سبيل تخييل به سراب نقل يافته است و از آنجا كه آهنگ علفزار مىشود دلالت بر قصد و آهنگ براى اين كلمه پديد آمده و از آنجا كه در پى يافتن علفزار روند استعمال آن در دلتنگ شدن براى وطن صورت گرفته است .
سياق اين كلمه در آيه ، به معنى علفزار و چراگاه نزديك است . در عين حال نگارنده نيز به ابوبكر و عمر - رضي اللّه عنهما - اقتدا مىكند و مىگويد : خداوند خود به حقيقت امور آگاهى دارد . ]
163 - السّر :
نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا »
.
ابن عباس گفت : « السّرّ الجماع » ( سرّ به معنى هماغوشى است ) . چون نافع از او پرسيد :
آيا عرب با اين مفهوم آشناست ، پاسخ داد : آرى ، آيا نشنيدهاى شعر شاعر را :
ألازعمت بسباسة اليوم أنّنى * كبرت و أن لا يحسن السّرّ امثالى
يعنى : آيا بسباسه نمىدانست كه امروز من پير شدهام و كسى همانند من به خوبى نتواند هماغوشى كرد .
[ اين كلمه در آيهء بقره / 235 آمده است :
« وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفاً »
. يعنى : بر شما گناهى نيست در اين كه به كنايه از زنان خواستگارى كنيد يا چنين انديشهاى را در دل پنهان داشته باشيد .
خداوند مىداند كه آنان را ياد خواهيد كرد . امّا به آنان وعدهء نكاح مدهيد مگر اين كه سخنى به نكويى گوييد .
در قرآن كريم كلمهء « سرّ » به معنى نقيض جهر و آشكارا ، يازده بار به كار رفته ، و همچنين « إسرار » در قالب مصدر دو بار ، در قالب فعل ماضى ده بار ، در قالب مضارع هفت بار و در قالب فعل امر يك بار آمده است . سياق همهء آيات مشتمل بر اين مادّه بدين مطلب رهنمون مىشود كه اين كلمه نقيض « جهر و علن » است ، يا به مقابلهء صريح اين دو مادّه و يا به اقتران سرّ و اسرار با اخفاء و نجوى و كتمان و اكنان .