تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
در قرآن كريم از همين مادّه آمده است : - فعل مضارع دو بار در آيه ذيل : فاطر / 10 :
« وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ »
« كسانى كه در انديشه و تدبير بديهايند آنان را عذابى سخت است و مكر و انديشه‌شان بىحاصل خواهد بود » ؛ فاطر / 29 :
« إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ »
« كسانى كه كتاب خدا را تلاوت مىكنند و نماز به پاى داشتند و از آنچه روزيشان كرديم آشكار و پنهان انفاق كردند اميد تجارتى دارند كه بىحاصل نخواهد بود » ؛ - « بوار » در آيه ابراهيم / 28 :
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ »
« آيا نديدى كسانى را كه نعمت خدا را به ناسپاسى عوض دادند و قوم خود را در سراى نيستى جاى دادند ؟ » . تفسير « بور » به « هلكى » تفسيرى نزديك است و اين قيد كه « به لغت عمان چنين معنايى دارد » ترادف را در اينجا تجويز مىكند . البته از اين نكته نيز غافل نمىمانيم كه اين مادّه بر « بوار » ( بىحاصل بودن ) دلالت دارد و ، در اصل ، براى زمينى گفته مىشود كه نمىتوان در آن چيزى كاشت . از همين ماده است كه كلمه « بوار » براى دلالت بر كسادى بازار اخذ شده و آنگاه به صورت مجازى در مورد عقيم بودن ، تباه شدن ، خسارت و از دست رفتن به كار رفته است . هر چه در قرآن از اين مادّه آمده براى دلالت بر خسارت ناشى از گمراهى و كفر است كه رسواترين هلاكت و از دست رفتن مىباشد . راغب اين كلمه را به فرط كسادى كه به تباهى و فساد مىانجامد برگردانده ، و به همين مناسبت است كه از هلاكت به « بوار » تعبير مىشود : « و كانوا قوما بورا » يعنى هلاك شده ، جمع بائر . همچنين گفته شده اين كلمه مصدرى است كه مفرد و جمع به يك نحو بدان وصف مىشود و مىگويند : « رجل بور » و « قوم بور » . راغب در توجيه اين نظر خود بيتى از شعر شاعر « 152 » را گواه مىآورد :
يا رسول المليك إنّ لسانى * راتق ما فتقت إذ أنا بور
يعنى : اى فرستادهء خداوند من كه تباه و هلاكم آنچه به زبان خويش زخم پديد آورده‌ام التيام
هامش
( 152 ) عبد الله بن زبعرى . ر ك : السيرة النبويه ، ج 4 ، ص 61 .