در القاموس المحيط براى « ترائب » معانى متعدّدى آورده است : استخوانهاى سينه ، استخوانهايى از استخوانهاى سينه كه مجاور ترقوه است ، استخوانهايى صدرى كه ميان پستان و ترقوه است ، چهار دنده از سمت راست سينه و چهار دنده از سمت چپ آن ، دستان ، پاها و چشمان ، و جاى قرار گرفتن گردنبند .
با اين همه به گمان ما ، نزديكترين معنا همان قسمتى از گردن است كه گردنبند بر آن قرار مىگيرد ؛ گرچه خداوند خود به حقيقت امور آگاهى دارد . ]
143 - بور :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً »
.
ابن عباس گفت : « هلكى ، بلغة عمان و هم من اليمن » ( به لغت مردم عمان كه از مردمان يمنند ، به معنى هلاك شدگان است ) ؛ و آنگاه به اين شعر شاعر استشهاد كرد :
فلا تكفروا « 151 »
ما قد صنعنا إليكم * و كافوا به فالكفر بور لصانعه
يعنى : آنچه را دربارهء شما كرديم ناسپاسى نكنيد و در برابر آن سزا دهيد كه ناسپاسى مايهء هلاكت هر كسى است كه چنان كند .
[ اين كلمه در آيهء فتح / 12 ، دربارهء كسانى از اعراب كه در جنگ شركت نكردند ، آمده است :
« بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً »
. يعنى : بلكه گمان كرديد كه هرگز رسول و مؤمنان به نزد خانوادههاى خود باز نخواهند گشت و اين گمان در دلهايتان زيبا نمود و گمانى ناروا و بد كرديد و مردمى هلاك شده بوديد » .
همچنين است آيه فرقان / 18 :
« قالُوا سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغِي لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً »
« گفتند : منزهى ، روا نبود كه در برابر تو و جز تو اوليائى براى خود اختيار كنيم . امّا آنان و پدرانشان را از بهرههاى دنيوى برخوردار ساختى تا جايى كه ذكر را از ياد بردند و مردمى هلاك شده بودند » .
هامش
( 151 ) در الاتقان « فلا تفكروا » آمده است .