تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
و المغرم » . در اين حديث مصدر در جاى اسم قرار گرفته و مقصود از آن جريمه و بار سنگين گناهان و معاصى است . گفته شده : مغرم به معنى غرم ، و آن نيز بدهكارى است و مراد از آن ، چيزى كه براى امرى كه مكروه خداوند مىباشد و يا براى امرى جايز قرض گرفته شده و سپس شخص از باز پرداخت آن ناتوان مانده است . امّا دينى كه شخص بدان نياز داشته و بر اداى آن نيز قدرت دارد چيزى نيست كه شخص از آن به خدا پناه برد . در حديث معاذ است : « ضربهم الله بذلّ مغرم » ، يعنى [ خداوند آنان را به ذلتى گرفتار ساخت كه ] هميشه همراه آنان و دايمى است . گفته مىشود : « فلان مغرم بكذا » يعنى فلانى به فلان چيز گرفتار و شيفتهء آن است . « 149 » بدين ترتيب مشاهده مىشود كه « اصرار همراهى و ملازمه‌اى به ستوه آورنده ) مدلول مشترك اين مادّه است : در الزام مستفاد از « غرم » و « غرامت » ، در « غرام » كه به جان شخص چنگ زند و با اصرار به او بچسبد و « مغرم » را از آن رهايى نباشد ، و در « غريم » كه پيوسته با « غريم » همراه باشد ، به سان سايه‌اى كه پيوسته او را تعقيب مىكند و به ستوه مىآورد . اين كه راغب نقل مىكند كه غريم هم بر بدهكار و هم بر طلبكار اطلاق مىشود از مفهوم « مفاعله » ميان دو غريم ( بدهكار و طلبكار ) ناشى شده كه هر كدام ديگرى را تعقيب مىكند ، و به همين دليل است كه جايز شده است كلمهء « غريم » بر بدهكار نيز اطلاق شود ، هر چند كه او از همراهى با طلبكار خوددارى مىورزد ، بدان سبب كه همراهى با غريم خود كه همان طلبكار است او را به ستوه مىآورد ، اما از او گريزى نمىيابد و از همين جاست كه هر دو « غريم » يكديگرند . همهء اين نكات ذهن ما را به مفهوم حقيقى و كامل « إنّ عذابها كان غراما » نزديك مىسازد ؛ عبارتى كه از همراهى و ملازمه‌اى به ستوه آورنده حكايت دارد كه فرد گرفتار عذاب هيچ گريز و فرارى از آن نتواند . ]

142 - ترائب :

نافع از اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « الترائب » .
هامش
( 149 ) ر ك : النهاية .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 546 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري