خوار كند كسى نيست كه بلند دارد ) ( حج / 18 ) .
در اين ميان از ياد نمىبريم كه هر چند تفسير « هون » به « هوان » تفسيرى نزديك به نظر مىرسد ، امّا قرآن از صيغه « هوان » استفاده نكرده و از ديگر سوى مىدانيم « هون » و « هوان » هر دو از مصادر « هان » هستند ، و در زبان عربى هرگاه براى كلمهاى مصادرى چند باشد اين تفاوت مصادر به منظور ويژگيها و تفاوتهاى دلالى خاصّى است ، و چنين است كه در اين زبان ، « هون » به فتح فاء الفعل بر سهولت و آسانى دلالت مىكند و مفهوم تسامح و نرمى كردن از آن استفاده مىشود ، « هوينى » بر راه رفتن همراه با درنگ و تأنى دلالت مىكند ، « استهانه » و « تهاون » بر تساهل و تفريط دلالت دارد ، گويا آنچه را مورد تهاون و تساهل قرار دادهاى آسان و سهل مىبينى ، « هوان » و « مهانه » خاصّ مفهوم احتقار و پست شمردن است و بالاخره « هون » - به ضمهء فاء الفعل - خاصّ دلالت بر خوارى و زبونى . ]
118 - نقير :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً »
.
ابن عباس گفت : « النقير ما فى شق النّواة و منه تنبت النخل » ( نقير رشتهاى است كه در شكاف هسته خرما قرار دارد و نخل از همان مىرويد و شاهد آن نيز شعر شاعر است :
و ليس الناس بعدك فى نقير * و ليسوا غير أصداء وهام
« 123 » يعنى : مردم پس از تو هيچ قدر و منزلتى ندارند و جز سر و صدايى بيهوده و شترانى گمگشته نيستند .
[ اين كلمه در آيهء نساء / 124 آمده است .
« وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً »
. يعنى : هر زن و مردى كه عمل صالح به جاى آورد و در اين حال ايمان نيز داشته باشد ، چنين كسانى به بهشت در مىآيند و به اندازهء رشتهاى كه در ميان هسته خرماست ستم نمىشوند .
همچنين است آيهء نساء / 53 :
« أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً »
.
هامش
( 123 ) در نسخه چاپى الاتقان « غير اصدا وهام » آمده است .