- پس زلزلهاى سخت آنان را فرا گرفت و در خانههاى خود بر جاى مردند * آنان كه شعيب را تكذيب كردند گويا كه هرگز در آن خانهها نبودهاند . آنان كه شعيب را تكذيب كردهاند زيانكارند ؛ - چون امر ما فرا رسيد صالح را با كسانى كه به او ايمان آورده بودند به رحمت خويش از خوارى آن روز نجات داديم كه پروردگار تو توانا و پيروزمند است * و ستمكاران را صيحهاى فرا گرفت و در خانههاى خود بر جاى مردند * چنان كه گويا هرگز در آن خانهها نمىزيستهاند . آگاه باشيد كه ثمود به پروردگار خود كافر شدند و آگاه باشيد كه لعن و نفرين بر قوم ثمود باد ؛ - چون امر ما فرا رسيد شعيب و كسانى را كه به او ايمان آورده بودند به رحمت خويش نجات داديم و كسانى را كه ستم كردند صيحهاى در بر گرفت و در خانههاى خود بر جاى مردند * چنان كه گويى در آن خانهها زندگى نمىكردهاند . هان كه لعن و نفرين بر مدين باد چنان كه بر قوم ثمود ؛ - چون زمين زيور خويش بر گرفت و آراسته شد و ساكنانش گمان كردند كه خود بر همهء كار آن توانا بودهاند فرمان ما شب هنگام و يا به هنگام روز بدان رسيد و آن را از بيخ كنديم چنان كه گويى ديروز در آنجا نبوده است .
در قرآن كريم جز آيات فوق در ساير آياتى كه اين مادّه به كار رفته ، در معنى غنا ، نقيض فقر و نيازمندى ، آمده است .
روشن است كه تفسير « كأن لم يغنوا فيها » به « كأن لم يكونوا » - چنان كه در تفسير ابن عباس است - تفسيرى از قبيل تقريب مىباشد ؛ چه ، مادّهء « غنى » به معنى « كان » نمىآيد مگر به صورتى مجازى كه سياق آيات فوق چنين احتمالى را مىپذيرد . . . و معنى شايع در « غنى فى المكان » ، اقامت كرده است . ابن اثير در شرح حديث امام على - كرّم الله وجهه - « و رجل سمّاه الناس عالما و لم يغن فى العلم يوما سالما » همين معنا را اختيار كرده ، مىگويد : « يعنى كسى كه حتى يك روز كامل در حالت علم و آگاهى به سر نبرده است ؛ مأخوذ از اين گفتهء عرب كه مىگويند : « غنيت بالمكان ، أغنى » به معنى اقامت كردم . « 121 »
بنابراين ، آيا مىتوان گفت « كأن لم يغنوا » بدين معناست كه هيچ در آنجا اقامتى نداشتهاند ؟
تفاوت دقيقى ميان مدلول اين دو كلمه وجود دارد كه راغب آن را مورد توجه قرار داده
هامش
( 121 ) ر ك : النهاية .