- بگو متاع دنيا اندك ، و آخرت براى هر كس كه پروا داشته باشد بهتر است و به اندازه رشتهاى كه در شكاف هسته خرماست ستم نشويد ؛ - پس هر كه نامهاش به دست راستش داده شود ، اينهايند كه نامهء خود را مىخوانند و به اندازهء رشتهاى كه در شكاف هسته خرماست ستم نمىشوند .
در قرآن كريم از اين مادّه جز همين كلمه در سه آيهء فوق نيامده و همه نيز در مقام سخن گفتن از حساب بندگان از جانب خداوند است و اين كه او ذرهاى به آنان ستم روا نمىدارد .
تفسير « فتيل » به رشتهاى كه در شكاف هستهء خرما قرار دارد تنها از قبيل شرح و تقريب است . راغب نيز اين تفسير را در المفردات آورده و در كنار آن از معنى ديگرى نيز ياد كرده كه عبارت است از « نخى يا چركى كه ميان انگشتان دست خويش رشته مىكنيد و مىتابيد » ! در النهايهء ابن اثير نيز همين تفسير آمده است .
اين دو معنا به يكديگر نزديكند و هر دو نيز در فرهنگها در رديف معانى فتيل آورده مىشوند . اما به هر حال اين واژهء قرآنى را به هر يك از دو معناى فوق كه تفسير كنيم از اين نكته غافل نمىشويم كه اين دو تفسير ، كلمه را به معنى اصلى لغوى خويش بر مىگرداند ، در حالى كه اين معنى لغوى مراد آيات سه گانه نيست ، بلكه در اين آيات آنچه از واژهء « فتيل » قصد شده معنى مجازى آن ، از باب كنايه است كه عبارت است از اندك و ناچيز .
در شعر نابغه نيز كه به عنوان شاهد آمده معنى لغوى نزديك آن يعنى رشتهاى كه در شكاف هسته خرما وجود دارد ، قصد نشده ، بلكه مقصود معنى مجازى اين كلمه بوده و اين كلمه كنايه از ناچيز بودن و اندك بودن است . ]
112 - قطمير :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « من قطمير » .
ابن عباس گفت : « الجلدة البيضاء التى على النّواة » ( پوسته سفيدى كه روى هسته قرار دارد ) ؛ و آنگاه به بيتى از شعر امية بن ابى صلت استشهاد كرد :