تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
لم أنل منهم فسيلا و لا رب * دا و لا فوفة و لا قطميرا
« 117 » يعنى : از آنها نه يك پاجوش خرما به من رسيد ، نه يك بوتهء آن ، نه يك پوسته‌اى كه بر روى خرمايى خشكيده است و نه يك پوسته‌اى سفيد كه بر روى هسته است . [ اين كلمه در آيهء فاطر / 13 آمده است :
« يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ، ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ »
. يعنى : شب را به روز در مىآورد و روز را به شب در مىآورد و او خورشيد و ماه را مسخّر كرده است ، هر كدام براى زمانى معين در گردش است . اين پروردگار شماست ، ملك از اوست و كسانى كه در برابر او مىخوانيد حتى مالك پوست هسته خرمايى نيز نيستند . اين كلمه ، به مادّه و صيغه ، تنها يك بار در قرآن آمده است . اين تفسير نيز يك تقريب است و همان چه در مسألهء قبل ( 111 ) دربارهء « فتيل » گفتيم در اينجا نيز قابل طرح است ؛ چه اين تفسير ، كلمه را به معنى حقيقى و نزديك آن بر مىگرداند در صورتى كه معنى مجازى و بعيد اين كلمه مراد است و اين كلمه كنايه است از سبكترين ، ساده‌ترين و بىارزش‌ترين اشياء . در بيتى كه از شعر اميّه به عنوان شاهد آمده هم ، مقصود از قمطير معنى اصلى و حقيقى آن كه پوست هسته خرما باشد نيست ، بلكه اين واژه كنايه است از بىارزشترين و پست‌ترين چيزها . ]

113 - أركس :

نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « أركسهم » . ابن عباس گفت : « حبسهم » ( زندانيشان كرد ) ؛ و آنگاه بيت شعرى از اميّة بن ابى صلت گواه آورد كه مىگويد :
فأركسوا فى حميم النّار إنّهم * كانوا عتاة و قالوا الإفك و الزّورا
« 118 » يعنى : در زبانه‌هاى آتش دوزخ زندانى شدند كه آنان سركش بودند و بهتان و دروغ
هامش
( 117 ) در نسخه چاپى الاتقان « لم أنل منهم نشيطا » آمده است . ( 118 ) در ديوان او و در تفسير طبرى و البحر المحيط ابو حيان ، ج 1 ، ص 311 چنين آمده ، اما روايت الاتقان بدين گونه است :فأركسوا فى جهنّم إنّهم كانوا * عتاة يقولون إفكا وزورا