سوى اوست ) ، « الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات طوبى لهم و حسن مآب » ( كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند خوشا بر آنان ، و آنان را بازگشت و فرجامى نكو باد ) ، « و إنّ للمتّقين لحسن مآب » ( فرجام نكو از آن پرهيزگاران است ) ، « و إنّ للطّاغين لشرّ مآب » ( بدترين فرجام از آن طغيانگران است ) ، و « إنّ إلينا إيابهم » ( و بازگشت آنان به سوى ماست ) .
اين در حالى است كه مادّهء « رجوع » بر همان مدلول اصلى و عام خود كه مطلق بازگشت مىباشد باقى مانده است . ]
109 - حوب :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « حوبا » .
ابن عباس گفت : « اثما » ( يعنى گناه ) ، به زبان حبشه . چون نافع از او پرسيد : آيا عرب با اين تفسير آشناست ، پاسخ داد : آرى ، آيا شعر اعشى را نشنيدهاى كه گويد :
فإنّى و ما كلّفتمونى من امركم * ليعلم من أمسى أعقّ و أحوبا
يعنى : من با آنچه مرا بدان مكلّف ساختيد تا معلوم شود چه كسى به نفرين شايستهتر و گناهكارتر است . . .
[ اين كلمه در آيهء نساء / 2 آمده است :
« وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً »
. يعنى : اموال يتيمان را به آنان دهيد و ناپاك را جايگزين آنچه پاك و حلال است نسازيد و اموال آنان را در كنار اموال خود نخوريد كه اين گناهى بزرگ است .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
تفسير اين كلمه به « گناه » يك تقريب است كه قيد « به زبان حبشه » مىتواند ما را از توجيه آوردن براى آن بىنياز سازد . راغب نيز در المفردات اين كلمه را به « گناه » تفسير كرده و به بيان توجيه اين تفسير پرداخته است :
تسميهء گناه به « حوب » بدان سبب است كه گناه چيزى مورد نهى و زجر است ؛ و از ديگر سوى اصل اين كلمه « حوب » براى بازداشتن شتر است . گفته مىشود : « فلان يتحوّب من كذا » يعنى از فلان كار احساس گناه مىكند و از آن خوددارى مىورزد ؛ و مىگويند : « ألحق به الحوبة » يعنى مسكنت و حاجت دامنگير او شد ؛ و حقيقت حوب نيازى است كه شخص را به ارتكاب گناه وادار مىسازد .