البتّه - همانطور كه مشاهده مىشود - راغب به اين كه حوب در زبان حبشه مرادف گناه است اشارهاى نكرده است .
آنچه در النهايهء ابن اثير نيز مىيابيم اين است كه « حوب » به معنى گناه است و حرف حاء در آن هم به ضمه و هم به فتحه خوانده مىشود ، و گفته شده : فتحه لغت حجاز ، و ضمّه لغت حبشه است .
ابن اثير همچنين اين حديث را آورده كه مردى از رسول خدا - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - اجازه ترك جهاد خواست و آن حضرت فرمود : « ألك حوبة » و او نيز پاسخ داد :
آرى . و آنگاه دربارهء « حوبه » چنين گفته است :
« حوبه » يعنى آنچه كه اگر شخص آن را انجام دهد گناه مىكند . « تحوّب من الاثم » به معنى آن است كه خود را از گناه نگه داشت و آنچه را مايه گناه است فرو گذاشت .
گفته شده : « حوبه » در اينجا به معنى مادر و خانوادهاى است كه از مردى كه آنان را سرپرستى كند و مراقبتشان نمايد بىنياز نيستند . بنابراين تفسير لازم است در سخن ، مضافى را مقدّر گرفت : « ذات حوبة » و « ذات حوبات » .
« حوبة » همچنين به معنى حاجت است و از همين معناست حديث دعا : « اليك ارفع حوبتى » يعنى حاجتم [ را به درگاه تو مىآورم ] .
در حديث است كه ابو ايّوب تصميم داشت امّ ايوب را طلاق دهد و پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - به او فرمود : « إنّ طلاق أمّ ايّوب لحوبة » يعنى [ طلاق مادر ايّوب ] مايه وحشت و تنهايى ، و يا گناه است . « 114 »
آنچه در فرهنگها در ذيل اين مادّه گفته شده تمامى اين معانى را در بر مىگيرد ؛ چه ، در فرهنگهاست : حوب و حوبه به معنى پدر و مادر و خواهر و دختر است : « لى فيهم حوبة » يعنى من در ميان آنان خويشاوندانى مادرى دارم ؛ « حوبة » به معنى رقّت قلب مادر است ؛ « حوبة » و همچنين « حابه » ، « حاب » و « حوب » و « حوب » به معنى گناه است ، و درد ، و بىنوايى و مسكنت ، و همچنين بازداشتن شتر ، و « حوب » به معنى هلاكت ، بلا ، مرض و نفس است .
در قرآن كريم ، « حوب » به خوردن اموال يتيمان از سوى اوصيا و در كنار اموال خود آنان اختصاص يافته ، در حالى كه واژهء « اثم » ( گناه ) به طور مطلق ، هم در خوردن اموال يتيمان و هم در مورد خطيئه ، خيانت ، فحشاء و كفر آمده است و همين امر ، خود ، اين برداشت را تقويت مىكند كه در اصل مفهوم اين كلمه ويژگى معنايى نزديكان تهيدست خويشاوند منظور
هامش
( 114 ) ر ك : النهاية .