بنابراين در استعمال قرآنى ، تفاوت ميان اين دو واژه چيست ؟
راغب اصفهانى چنين خاطر نشان مىسازد :
« أوب » نوعى از رجوع است ؛ چه اين كه كلمهء أوب تنها در مورد حيوانى كه داراى اراده است به كار مىرود ، در حالى كه رجوع هم در مورد چنين حيوانى و هم در مورد غير آن به كار برده مىشود . « مآب » مصدر اين ماده است و نيز اسم زمان و اسم مكان آن . « أوّاب » همانند توّاب ، و او كسى است كه با ترك گناهان و انجام طاعات به خداوند - تعالى - بر مىگردد . . . « تأويب » نيز در مورد راه رفتن در روز به كار مىرود . « 112 »
اما ابن اثير در مورد حديث « شغلنا عن الصلاة حتّى آبت الشمس » مىگويد :
« آبت » در اينجا به معنى « غروب كرد » است ، مأخوذ از أوب به معنى رجوع ؛ زيرا كه خورشيد با غروب كردن به همان جايى بر مىگردد كه از آن طلوع كرده است .
اگر اين كلمه در مورد طلوع خورشيد نيز به كار مىرفت توجيه شده بود . اما چنين استعمالى نيافته است . « 113 »
ما به تدبّر در آيات قرآنى مشتمل بر اين دو مادّه مىپردازيم و اين تدبّر ما را به برداشتى همانند آنچه راغب خاطر نشان ساخته است نزديك مىكند ؛ چه ، « إياب » و « مآب » تنها در مورد خلق مىآيد ، امّا « رجوع » غالبا به خلق نسبت داده مىشود و گاه نيز به « امر » اسناد داده مىشود ، چنان كه در آيهء هود / 123 است :
« وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ »
( همهء كارها به او باز گردانده مىشود ) ؛ و گاه نيز به « امور » اسناد داده مىشود ، چنان كه در آيه بقره / 210 است :
« وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ »
( كارها به خداوند برگردانده مىشود ) ؛ و همچنين آيات آل عمران / 109 ، انفال / 45 ، حج / 86 ، فاطر / 4 و حديد / 5 .
علاوه بر آنچه راغب گفته است مىگوييم : اسناد رجوع به امر و امور اسنادى بر سبيل مجاز است و اين امر باعث نمىشود كه اسناد « إياب » ، به معنى رجوع ، به خورشيد - در گفتهء ابن اثير - را نيز مجازى بدانيم .
افزون بر اين نكتهء ديگرى نيز مىافزاييم كه حاصل تدبّر در سياق رجوع و اياب در آيات قرآن است .
هامش
( 112 ) ر ك : المفردات .
( 113 ) ر ك : النهاية .