تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
« قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا * قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً * آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً * فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً »
. يعنى : گفتند : اى ذوالقرنين يأجوج و مأجوج در زمين فساد مىكنند آيا براى تو بر خود ماليّاتى قرار دهيم تا ميان ما و آنان سدّى قرار دهى ؟ گفت : آنچه پروردگارم مرا بدان توانا ساخته بهتر است . شما مرا به نيروى خويش مدد دهيد تا ميان شما و آنان سدّى قرار دهم . برايم پاره‌هاى آهن بياوريد . چون ميان آن دو كوه انباشته شد ، گفت : در آن بدميد . چون آن را به صورت آتش در آورد ( و گداخت ) گفت برايم مس گداخته بياوريد تا روى آن بريزم . نه توانستند از آن بالا روند و نه توانستند آن را سوراخ كنند . اين صيغه تنها يك بار در قرآن آمده ، امّا از همين ماده است : « زبر » ، به دو ضمه ، در آيهء مومنون / 53 :
« فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ »
« پس دين خود را ميان خويش فرقه فرقه كردند . هر گروهى بدانچه نزد آنان است دلخوشند » ؛ و همچنين آيات : آل عمران / 184 ، نحل / 44 ، شعراء / 196 ، فاطر / 25 و قمر / 43 و 52 ؛ « الزّبور » در آيهء انبياء / 105 ؛ « زبور » به صورت مفرد در آيات : نساء / 162 و اسراء / 55 ؛ « الزّبر » ؛ جمع زبور در آيهء قمر / 54 . تفسير « زبر » به « قطع » ( پاره‌ها ) تفسيرى نزديك به نظر مىرسد ، و البتّه بدين نكته نيز بايد توجّه داشت كه در قرآن كريم « قطعا من اللّيل » ، سه بار و همچنين « قطع من الأرض متجاورات » يك بار در آيهء رعد / 4 آمده ، و اين كه در دو آيهء مورد بحث ما به جاى « قطع » ، « زبر الحديد » آمده ، با آن كه هر دو از واژه‌هاى قرآنىاند ، خود نشانى است از اين كه ويژگى معنايى خاصى در « زبر » وجود دارد . به نظر مىرسد كه واژهء « زبره » ، مفرد « زبر » غالبا و به صورتى خاصّ در مورد قطعه‌هاى آهن استعمال مىشود و گفته مىشود : « زبرة » ، به معنى قطعه‌اى از آهن . اين كلمه با مراعات مدلول قوّت و نيرومندى ، از « زبرة » به معنى شانه و نيز به معنى موى ميان دو بازوى شير ، به اين معنا نقل يافته است . در مادّهء « زبر » مدلول قوّت و سختى نهفته است ، چنان كه راغب نيز بر اين باور است