تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
نمىتوان آن را انكار كرد . راغب اين نكته را مورد توجه قرار داده ، گفته است : « إلّ » هر حالت ظاهر است ، از عهد و پيمان و يا خويشاوندى . اين كلمه از « ألّ الشىء يئلّ » به معنى « مىدرخشد و انكار آن ممكن نيست » گرفته شده است . از معانى كلمهء « إلّ » در زبان عربى ، عهد ، پيمان ، پناه دادن و خويشاوندى است . . . و « ألّ اللّون » به معنى آن است كه رنگ درخشيد و صفا يافت ؛ و « الألّة » به معنى سر نيزه پر درخشش است . شايد همين وضوح خويشاوندى در استعمال واژه « آل » در زبان عربى منظور شده است . اين كلمه در ريشهء خود به « أل » نزديك است و مقصود از آن خويشاوندان خاصّ و خانواده است نه عموم بستگان ، و يا اين كه مقصود از آن خاصّان كس يا دوستداران و طرفداران اوست . چنان كه « آل » اختصاصا به اعلام اشخاص اضافه مىشود نه به اسماء مكانها و زمانها و همانند آن ، در حالى كه [ در مقابل در استعمال كلمهء « اهل » در قرآن مشاهده مىكنيم كه ] در قرآن كلماتى چون « اهل القرى » ، « اهل المدينه » ، « اهل مدين » ، « اهل بيت » ، « اهل البيت » ، « اهل الكتاب » ، « اهل الرّجس » ، « اهل النّار » ، « اهل التّقوى » ، « اهل المغفرة » . . . آمده و همچنين اين كلمه به ضماير متكلّم ، غايب و مخاطب ، خواه مفرد و خواه جمع نيز اضافه شده است . امّا كلمهء « آل » تنها به صورت مضاف به اعلام اشخاص آمده است ، همانند : « آل عمران » ، « آل داوود » ، « آل يعقوب » ، « آل هارون » ، « آل ابراهيم » و « ال فرعون » . . . لغويان « آل الرّجل » را از « آل يئول » به معنى « يرجع » ( بر مىگردد ) مىگيرند ، گويا كه آل شخص را به او بر مىگردانند . گفتنى است كه من نسبت به نكته‌اى كه در مورد نزديكى دو واژهء « آل » و « إلّ » اظهار داشتم اطمينان كامل ندارم ، بلكه تنها معنى « خويشاوندان نزديك » كه در هر دو كلمه موجود است مرا به اين نكته توجّه داده است . پيش از اين نيز برخى ديگر متذكّر اين نكته شده‌اند و مرا نيز اين رهنمود تأمّل در بيان قرآنى به اعجاب وا داشت كه نكتهء مورد اشارهء فوق ، در تفاوت ميان « آل » و « اهل » در سر تا سر قرآن عموميّت دارد . ]
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 476 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري