تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
درگيرى به پا مىشود ) اين كلمه را به جنگ و درگيرى و خصومت تفسير كرده است . « 101 » در زبان عربى مفهوم زيركى و زرنگى در ثقافة به معنى مهارت و توانمندى مفهومى آشناست و گفته مىشود : « ثقف فلانا » يعنى فلانى را گرفت ، به او دست يافت و يا او را درك كرد . « ثقاف » به معنى خصومت و دشمنى نيز مفهومى آشنا و مأخوذ است از « ثقاف » ، وسيله‌اى كه نيزه را با آن صاف كنند تا براى جنگ آماده شود . در قرآن كريم نيز بعيد نيست كه بتوانيم در آيات مشتمل بر مادّهء « ثقف » همان مفهوم زيركى و هوشمندى در برخورد با دشمن و رسيدن به او و نبرد با او را بيابيم . تفاوت ميان اين مادّه با « وجد » هنگامى روشن مىشود كه در كنار توجّه به استقراى گذشته در آيات مشتمل بر مادّهء « ثقف » كه نشان مىداد اين كلمه در سياق عداوت و دشمنى و جنگ به كار مىرود ، به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه هر چند در قرآن كريم مادّهء « وجد » نيز در چنين سياقى استعمال شده است ، چنان كه در آيه نساء / 89 درباره منافقين مىگويد :
« وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً »
( دوست دارند چنان كه خود كافر شده‌اند شما نيز كافر شويد تا با هم برابر گرديد . پس از آنان دوستانى نگيريد مگر زمانى كه در راه خدا هجرت كنند اما اگر پشت كردند با آنان برخورد كنيد و هر جا يافتيد آنها را بكشيد و از آنان هيچ دوست و ياورى برنگزينيد ) ، و نيز چنان كه در آيهء توبه / 5 درباره مشركين مىگويد :
« فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
( زمانى كه ماه‌هاى حرام سپرى شد مشركان را هر جا كه يافتيد بكشيد و با آنان برخورد كنيد و در محاصره‌شان گيريد و در هر جا در كمين آنان بنشينيد . پس اگر توبه كردند و نماز به پاى داشتند و زكات دادند راهشان باز گذاريد خداوند بخشنده و مهربان است ) - اما به رغم اين همه - كلمهء « وجد » در بيان قرآنى ، اغلب در غير اين سياق مىآيد و از آن جمله است آيات ذيل : ضحى / 6 - 8 ، خطاب به پيامبر - عليه الصّلاة و السلام :
« أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى * وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى * وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى »
« آيا تو را يتيم نيافت و پناه داد * گمراه نيافت و هدايت كرد * نيازمند نيافت و بىنياز ساخت ؟ » ؛ ص / 44 ، دربارهء ايّوب :
« إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ »
« ما او را صابر يافتيم .
هامش
( 101 ) ر ك : النهاية .