تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ * إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ »
« اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد دشمن من و دشمن خود را به دوستى اختيار مكنيد . شما با آنان طرح دوستى مىافكنيد در حالى كه آنان به سخن حقّى كه بر شما نازل شده است ايمان ندارند و بدان سبب كه به خداوند پروردگار خويش ايمان آورده‌ايد پيامبر و شما را بيرون مىرانند . گاه كه براى جهاد در راه من و طلب رضاى من بيرون مىرويد در نهان با آنان طرح دوستى مىافكنيد و من به هر چه پنهان مىداريد و آنچه آشكار مىسازيد آگاهترم ؛ و هر كه چنين كند از راه راست منحرف شده است . اگر شما را بيابند دشمنى مىكنند و دست و زبان به آزارتان مىگشايند و دوست دارند كه شما نيز كافر باشيد » . از اين ماده در تمامى قرآن تنها شش كلمه‌اى كه گذشت آمده است . من بدان سبب تمامى اين آيات را به طور كامل نقل كردم كه روشن شود اين آيات در مقام سخن گفتن از جنگ و دشمنى است و به همين خاطر تفسير كلمهء مورد بحث به « يافتيد » تنها يك تقريب به ذهن است و در كنار آن از اين ويژگى معنايى غافل نمىشويم كه كلمه مزبور ، در سرتاسر آيات قرآنى ، تنها در چنين سياقى آمده و در شعر « همزيه » حسان بن ثابت نيز چنين است . راغب اين كلمه را در آيات آل عمران ، انفال و احزاب به مفهوم اصلى ادراك كردن و مهارت يافتن برگردانده و گفته است اين كلمه مجازا به معنى درك كردن [ چيزى يا رسيدن به آن ] نقل يافته ، هر چند اين درك كردن با دريافتن و آموختن و هشيارى همراه نباشد . « 100 » ابن اثير اين كلمه را در حديث هجرت رسول خدا كه مىگويد « و هو غلام لقن ثقف » ( او تازه جوانى خوش فهم و زيرك بود ) به زيركى و زرنگى تفسير كرده و همين تفسير را در حديث امّ حكيم دختر عبد المطلب نيز جارى دانسته است كه مىگويد : « إنّى حصان فما أكلّم و ثقاف فما أعلّم » ( من پاكدامنم و كسى با من سخن نگويد ، و زيركم و كسى مرا تعليم ندهد ) . اما وى در حديث عايشه امّ المومنين كه در وصف پدرش مىگويد « و أقام أودها بثقافه » ( او به اصلاح و فرهنگ آموزى كژيهاى جامعهء مسلمين را راست كرد ) اين كلمه را به معنى اصلاح و فرهنگ دادن دانسته است . وى در تفسيرى سوم در حديث « إذا ملك اثنا عشر من بنى عمرو بن كعب كان الثقف و الثقاف » ( وقتى دوازده تن از بنى عمرو بن كعب به سلطنت رسند جنگ و
هامش
( 100 ) ر ك : المفردات .