تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
القوم » يعنى آنان را تهييج كرد و شوراند . از همين مادّه است « بلبله » به معنى ناتوانى زبان و در هم آميختن كلمات در خلال سخن گفتن كه از اختلاط زبانها با يكديگر ناشى شده است ؛ و كلمه « بلبل » براى پرندهء معروف كه آنچه را مىشنود تكرار مىكند . بىآن كه آنها را بفهمد يا كلمات را به خوبى از يكديگر جدا سازد . در اين ميان بين دو واژه « بلبلة » براى درهم ريختگى و آشفتگى مادى و « بلبال » براى گرفتارى فراوانى كه در نتيجهء آن و به سبب درهم آميختن انديشه‌ها و وسوسه‌ها ذهن انسان آشفته مىشود ، تفاوت گذاشته شده است . كاربردهاى فوق همه ناشى از مفهوم در هم ريختن ، به هم آميختن و آشفته ساختن است كه در كلمهء « ابابيل » وجود دارد . آنگاه اين كلمه در سياق خاصّ خود در آيه مفهومى را به دست مىدهد كه در شرح ابن عباس آمده است و آن اين كه « با سنگهايى كه بر سرشان مىريختند ، آنان را از هم جدا و متفرّق مىساختند » . البته ، عبارت « سنگهايى كه حمل مىكردند » مفهوم تعبير قرآنيى را نمىرساند كه مىگويد :
« تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ »
( با سجّيل آنان را سنگباران كردند ) ، چنان كه عبارت « با سنگهايى كه بر سرشان مىريختند آنها را از همديگر جدا و متفرق مىساختند » نيز از اداى مفهوم انهدام كاملى كه آيه گوياى آن مىباشد قاصر است ، آنجا كه آيه مىگويد :
« فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ »
( آنان را به سان علفى پس مانده در آخور در آوردند ) . علاوه بر اين ، هيچ وجهى براى آن وجود ندارد كه ابن عباس حمل سنگها را به « آوردن با منقار » مقيّد كرده است ، در حالى كه آيه به صورت مطلق از سنگباران كردن سخن مىگويد ، خواه به منقار باشد و خواه به چنگال . . . ؛ و البته خداوند خود به حقيقت امور آگاه است . ]

94 - ثقف :

نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « ثقفتموهم » . ابن عباس گفت : « وجدتموهم » ( آنان را يافتيد ) . چون نافع پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ، وى گفت : آرى ، آيا نشنيده‌اى شعر حسان بن ثابت را :
فإمّا تثقفنّ بنى لؤىّ * جذيمة إنّ قتلهم دواء
يعنى : اگر بنى لؤى جذيمه را يافتى ، كشتن آنان دواى دردهاست . [ اين كلمه در آيه‌هاى ذيل آمده است :