پناهگاه شدن دارد . راغب به اين مفهوم نظر داشته است ، آنجا كه مىگويد : « وزر » پناهگاه كوه است كه شخص بدان پناه مىبرد : « كلّا لا وزر » . « 68 »
راغب در اينجا مفهوم لغوى مذكور در فرهنگ اين كلمه را منظور داشته ، در حالى كه اين كلمه در آيهء موضوع بحث به گريزگاه و پناهگاهى كه انسان در برابر وحشت برپايى قيامت مىجويد نزديكتر است ، آنجا كه مىگويد : « انسان مىگويد كجا گريزگاهى است . نه ، هيچ پناهگاهى نيست و آن روز تنها جاى استقرار به نزد پروردگار است » . ]
67 - نحب :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « قضى نحبه » .
ابن عباس گفت : « اجله الّذى قدر له » ( اجلى كه براى شخص تقدير شده است ) ؛ و آنگاه شعر لبيد بن ربيعه را گواه آورد :
ألا تسألان الماء ماذا يحاول * أنحب فيقفى أم ضلال و باطل
يعنى : آيا از انسان نمىپرسيد در چه تلاش است ؟ آيا اجلى است كه تقدير شود يا گمراهى و باطلى است ؟
[ اين كلمه در آيهء احزاب / 23 آمده است :
« مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا »
. يعنى : مردانى از مؤمنان هستند كه در پيمان خويش با خداوند صداقت ورزيدند ؛ كسانى از آنان اجلشان فرا رسيده است و كسانى نيز در انتظارند و هيچ پيمان خود دگرگون نكردهاند .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
هر چند تفسير اين كلمه به « اجلى كه تقدير شده » نزديك به نظر مىرسد ، اما اين واژه - چنان كه در المفردات راغب مىخوانيم - به « وفا به نذرى كه به وجوب آن حكم گرديده » نيز تفسير شده است .
در حديث است كه « طلحة ممّن قضى نحبه » . ابن اثير در شرح اين روايت مىگويد :
« نحب » به معنى نذر است ، گويا وى خود را بدان ملزم ساخته بود كه در جنگ به دشمنان خدا
هامش
( 68 ) ر ك : المفردات .