راست گويد ؛ و گفته شده است : « نحب » مرگ است ، گويا وى خود را ملزم ساخته بود بجنگد تا بميرد .
در زبان عربى « نحب » در مورد اجل و همچنين در مورد نذر به كار مىرود و احتمالا نيز اصل « نحيب » صداى سرفه است ، چنان كه گفته مىشود : « انتحب » ، يعنى سخت تنفّس كرد .
از همين گونه است « حشرجة الموت » ( نعرهء مرگ ) و « نحيب » و گريه بر مردگانى كه همراه آن است و از همين نكته دلالت « نحيب » بر مرگ نيز ناشى شده است . از حتميّت فرا رسيدن اجل ، و بدين مناسبت نيز ، نحب در نذر استعمال يافته است ، هر چند استعمال نحب در مرگ بيشتر و نزديكتر است . ]
68 - مرّة :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى »
.
ابن عباس گفت : « ذو شدّة فى أمر اللّه » ( آن كه در كار خدا مصمم و سختگير است ) ؛ و آنگاه به شعر نابغه ذبيانى استشهاد كرد :
و هنا ترى ذى مرّة حازم
يعنى : و اينجاست كه مردى صاحب تصميم و اهل حزم و تدبير را مىبينى .
[ اين كلمه در آيهء نجم / 6 آمده است :
« إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى * وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى »
. يعنى : اين نيست مگر وحيى كه به او مىرسد * او را آن فرشته بسيار نيرومند تعليم داده است * صاحب اراده و نيرويى است كه استيلا يافت * و او در افق بالا بود .
اين صيغه تنها يك بار در قرآن به كار رفته ، امّا از همين ماده كلمات ذيل نيز آمده است :
- « مرّة » ، 13 بار ؛ - « مرّتين » و « مرتان » ، 5 بار ؛ - « مرّات » ، 1 بار ؛ - افعال مشتق از مرور ، 11 بار ؛ - اسم فاعل « مستمر » ، 2 بار ؛ - افعل التفضيل از « مرارة » ، 1 بار در آيه قمر / 46 :
« وَ السَّاعَةُ أَدْهى وَ أَمَرُّ »
( و آن لحظه ،