« زمانى كه در آن [ دوزخ ] در حالى كه در بند كشيده شدهاند به جايگاهى تنگ افكنده شوند ، آنجا مرگ و نيستى را خواهند . امروز يك بار مرگ و نيستى را مخوانيد ، بلكه هلاكتى فراوان طلب كنيد » ؛ انشقاق / 11 :
« وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ * فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً * وَ يَصْلى سَعِيراً »
« و اما هر كس نامهاش از پشت سر به او داده شود هلاكت را خواهد خواند و به آتشى برافروخته در خواهد آمد » .
اين ، مجموع مواردى است كه اين مادّه در قرآن كريم آمده است .
ابن عباس اين كلمه را در اينجا به لعنت و محروم بودن از خير تفسير كرده ، ولى راغب در المفردات در تفسير همين كلمه از آيهء اسراء چنين آورده است : « ابن عباس - رضي اللّه عنه - مىگويد : يعنى ناقص العقل ؛ و نقصان عقل بزرگترين هلاكت است » .
هر يك از اين دو تفسير كه به نقل از ابن عباس براى كلمه « ثبور » ذكر شده تفسيرى تقريبى است و در كنار آن ، از احساس هلاكتى كه هيچ تأخير و جدايى ندارد ، و در كلمه « ثبور » نهفته است غافل نمىمانيم ، چنان كه راغب نيز در تفسير ثبور به هلاكت و فساد و تباهيى كه بر آمدن اصرار دارد از اين نكته غافل نمانده است .
واژه « المثابرة » مشتمل بر مفهوم استمرار و پيوستگى از ديگر صيغههايى است كه از اين مادّه ساخته شده است . ]
12 - أجاء :
ابن ازرق از معنى اين سخن خداوند - تعالى - پرسيد :
« فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ »
.
ابن عباس گفت : « ألجأها » ( پناهندهاش ساخت ) ؛ و زمانى كه نافع از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ، وى گفت : آيا نشنيدهاى كه حسان بن ثابت مىگويد :
إذ شددنا شدّة صادقة * فأجاناكم إلى سفح الجبل
« 7 » يعنى : آنگاه كه نبردى راستين بر پا كرديم و شما را به دامنهء كوه پناهنده ساختيم .
[ اين كلمه در آيه مريم / 23 آمده است :
« فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا * فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا »
هامش
( 7 ) از لاميهء حسان بن ثابت در رد لاميه ابن زبعرى در نبرد احد . اين شعر را در ديوان او و همچنين در السيرة النبوية ابن هشام ، ج 3 ، ص 144 ببينيد .