مالك ) . چون نافع از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ؟ وى گفت : آرى ، آيا نشنيدهاى كه مالك بن عوف مىگويد :
لقد ييئس الاقوام أنى أنا ابنه * و إن كنت عن ارض العشيرة نائيا
يعنى : بر آن طوايف معلوم شده است كه من ، هر چند از سرزمين خاندانم دورم ، اما فرزند اويم .
[ اين كلمه در آيهء رعد / 31 آمده است :
« وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً ، وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ ، إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ * وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ »
.
من درك نمىكنم كه چگونه مىتوان تفسير « يأس » به علم را مقبول دانست در حالى كه در هيچيك از موارد كاربرد كلمهء علم در قرآن ، نمىتوان اين كلمه را ، هر چند با توجيهى بعيد ، به يأس معنا كرد . همچنين نبايد از اين حقيقت غافل بمانيم كه در قرآن ، در اكثر مواردى كه واژهء علم آمده به خداوند - سبحانه - اسناد داده شده است : صيغه « اعلم » چهل و نه بار دربارهء خداوند - تعالى - و نام « عليم » براى خداوند « علّام الغيوب » چهل بار آمده است .
همين مسئله اين احتمال را احتمالى بعيد مىنمايد كه ، حتى بنابر فرض پذيرش اين كه معنى « ييأس » در لغت بنى مالك « يعلم » است ، ميان اين دو واژه ترادفى وجود داشته باشد .
در ساير موارد استعمال كلماتى از اين ماده ( يأس ) در قرآن - كه مجموع آنها با در نظر گرفتن آيهء سورهء رعد كه موضوع اين مسئله مىباشد دوازده مورد است - در همه جا كلمهء مزبور به معنى قطع اميد و قنوط و انقطاع امل آمده است ، چنان كه اين حقيقت ، به وضوح ، از سياق آيات مشتمل بر كلماتى از اين ماده بر مىآيد :
مائده / 3 :
« الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ »
« امروز كسانى كه كافرند از دين شما نوميد شدند » ؛ ممتحنه / 13 :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ »
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، طايفهاى را به دوستى نگيريد كه خداوند بر آنان خشم گرفته است . آنان از آخرت نوميد شدهاند ، چنان كه كافران از ساكنان قبرها نوميد شدهاند » ؛ طلاق / 4 :
« وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ