عبارت « لا يتركون سدى » ( بيهوده رها نشوند ) مىباشد .
در ردّ اين تأويل چنين گفتهاند كه هيچ توجيهى براى تقدير جواب وجود ندارد ، در حالى كه در آياتى همانند آيات ذيل جواب صريحا ذكر شده است :
« فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ »
؛
« لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ * لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ »
؛ ( البلد 1 - 4 )
« فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ * وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ * إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ »
.
برخى از كسانى كه به زائد بودن « لا » قائل شدهاند نيز گفتهاند : اين حرف زائد تنها براى تأييد و تقويت كلام آمده است ، نظير آيهء حديد :
« لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ »
.
امّا اين نظريّه رد شده است ، با اين دليل كه حرف « لا » به اين نحو در صدر كلام ، زائد واقع نمىشود ، بلكه در لابلاى كلام چنين حرف زائدى مىآيد ؛ چرا كه زائد بودن شيئى به معنى قابل طرح بودن آن است ، در حالى كه واقع شدن آن در صدر كلام از اعتنا و اهتمام بدان حكايت مىكند .
سومين نظريّه در اين مورد آن است كه « لا » نه زائده و نه نافيه ، بلكه « لام ابتداء » است كه اشباع شده و در نتيجهء اشباع حرف الفى پديدار آمده است ، همانند اين شعر شاعر كه « اعوذ بالله من العقراب » در اين بيت فتحهء راء اشباع شده و از آن الف پديدار آمده است و گرنه اصل اين كلمه « عقرب » است . بنابر همين توجيه است كه حسن آيهء
« فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ »
را « فلا قسم . . . » خوانده و هشام نيز آيهء سوره ابراهيم را « فاجعل أفئيدة من النّاس تهوى إليهم » ، به حرف ياء پس از همزه كه از اشباع كسره پديدار شده ، خوانده است .
از آن جهت كه بر مبناى قواعد نحويان ، « لام ابتدا » بر فعل داخل نمىشود ، در اين آيه دخول آن را بر جمله مبتدا و خبر « فلأنا اقسم » كه مبتدا از آن حذف شده مقدّر دانستهاند .
زمخشرى اين نظريّه را رد كرده و در ردّ آن چنين دليل مىآورد كه به دو سبب در اين قرائت [ لا قسم ] حرف لام نمىتواند لام قسم باشد : نخست آن كه در صورت آمدن لام قسم مىبايست فعل با نون تاكيد ثقيله مؤكّد شده باشد ، و نياوردن آن قبيح و ضعيف است ، دوّم آن كه سياق آيه بدين اشعار دارد كه قسم به « مواقع نجوم » قسمى است كه واقع شده و صورت پذيرفته است ، در حالى كه اگر آن را ( مواقع النجوم را ) جواب قسم محذوفى بدانيم اقتضا خواهد داشت كه زمان فعل جمله قسم ، استقبال باشد ، در صورتى كه بنا بر قاعده ، فعل قسم