امّا در جايى كه مخاطب وحى از موجودات زنده نيست فعل به حرف « لام » متعدّى مىشود ، همانند آيه زلزال ؛ و يا به حرف « فى » متعدّى مىشود ، همانند آيهء 12 در فصلت :
« و أوحى فى كلّ سماء أمرها » .
اصولا تعدى اين فعل به حرف « لام » بر الهام مستقيم به صورت تسخير ، و تعدّى به حرف « فى » بر پراكندن و همراه ساختن دلالت مىكند . اما ايحاء متعدّى به حرف « الى » مفهوم خاصّ دينى خويش را در بردارد و چنانچه مخاطب آن يكى از پيامبران باشد به معنى اصطلاحى « وحى » خواهد بود ، و در صورتى هم كه مخاطب آن از پيامبران نباشد ، خواه انسانى ديگر و خواه حيوانى باشد ، ايحاء تنها به معنى الهام خواهد بود و نه جز آن .
بنابر اين نمىتوان گفت وحى فرستادن به زمين در سورهء زلزال و تعديه « اوحى » به حرف « لام » جايگزين « اوحى اليها » ست و به خاطر رعايت فاصله چنين جايگزينيى صورت گرفته است .
بلكه در اينجا راهى براى تعديهء فعل غير از تعديه به « لام » وجود ندارد ؛ زيرا مخاطب اين وحى فرستادن جماد است و از ديگر سوى ، استقراء در آيات قرآن ما را بدين نكته رهنمون مىشود كه تنها در صورتى فعل ايحاء به حرف « الى » متعدّى مىگردد كه مخاطب وحى از زندگان باشد .
همچنين گفتهاند : گاه تقديم و تأخير نيز به خاطر رعايت فاصله صورت مىگيرد ، همانند آيات سورهء ليل :
« إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى * وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى »
.
در اين بيان قرآنى ، از آنچه متعارف و متبادر است ، يعنى اين كه دنيا بر آخرت مقدّم آورده مىشود عدول شده است .
امّا به عقيدهء ما تنها علت تقديم آخرت بر دنيا در اين آيات رعايت فاصله نيست ، بلكه قبل از آن ، چنين تقديمى از مقتضيات معنا ، در مقام سخن گفتن از مژده دادن و بيم دادن است ؛ زيرا آخرت بهتر و پايدارتر و عذاب آن نيز سختتر ، بزرگتر و خوار كنندهتر است . . .
بر اساس همين نكتهء بلاغى است كه در مقام مژده دادن به پيامبر مصطفى ، در آيات سوره ضحى ، آخرت بر دنيا مقدّم آورده شده است :
« وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى * وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى »
.
به همين ترتيب ، در آيات سورهء نازعات نيز در مقام بيم دادن به فرعون و وعدهء عذاب