ممتنع نيست كه آهنگين بودن لفظ و همنوايى موسيقى گفتار ارزش خاصّ خود را داشته و به عبارت ديگر چنان باشد كه او خود در خاتمهء باب فواصل مىگويد :
فايدهء فواصل آن است كه مقطعهاى كلام كلام را بيان مىكند كلام را به همگونى مىآرايد و در آيات قرآن نظاير را آشكار مىسازد . « 7 »
با وجود اين اكثر علماى بلاغت به رغم پذيرش اعجاز قرآن در نظم چنين تفاوت گذاشتنى ميان « فاصله » و « سجع » را به طور كامل نپذيرفتهاند .
به عنوان مثال ، ابو هلال عسكرى در آغاز اسرار البلاغه از سجعى كه معنا آن را طلبيده و ايجاب كرده باشد استقبال مىكند و شواهدى بر چنين سجع محمود و مقبولى مىآورد . « 8 »
ابو هلال عسكرى ارزش سجع را در لفظى كه معناى كلام آن را طلبيده است ناديده نمىانگارد ، بلكه چنين سجعى را زيور كلام مىداند و شكوه و زيبايى لفظ را از اسرار اعجاز مىشمرد . « 9 »
وى ضرورت اين شكوه و زيبايى را براى هر كلام بليغ مورد تأكيد قرار داده و در باب سجع و ازدواج « 10 » از كتاب الصناعتين اين عقيده را اظهار كرده است : هيچ كلام نثرى نيكو و شيرين نمىشود مگر زمانى كه مشتمل بر ازدواج باشد و تقريبا نمىتوان كلامى از انسان بليغ و سخنورى يافت كه خالى از ازدواج باشد ، و اگر بنا بود كلامى از ازدواج بىنياز باشد آن كلام مسلما قرآن مىبود ؛ زيرا اين كتاب در نظم خويش از عادت كلام بشر فراتر است . اين در حالى است كه مشاهده مىكنيم آن قدر صناعت ازدواج در قرآن آمده كه حتى در ميانهء آيات نيز مىتوان نمونههايى از آن را يافت تا چه رسد به ازدواج در فواصل قرآن ؛ كه آن نيز فراوان ، و از اين قبيل است :
هامش
( 7 ) رمانى ، النكت ، در ضمن ثلث رسائل فى الاعجاز ، ص 97 .
( 8 ) عسكرى ، اسرار البلاغة ، ص 321 و پس از آن .
( 9 ) عسكرى ، المختار من كتاب الصناعتين ، چاپ دار الكتاب العربى ، قاهره ، ص 137 و پس از آن .
( 10 ) ازدواج يكى از محسّنات لفظى و عبارت است از جناس در دو لفظ مجاور يكديگر همانند « من جدّ وجد » كه در لفظ در ظاهر شبيه و در معنا با يكديگر متفاوت است . در زبان فارسى نيز ازدواج در اصطلاح علم بديع آن است كه شاعر در شعر خود دو كلمه كه در تلفظ شبيه هم و در معنى مختلف باشند بياورد ، چنان كه در اين شعراى زلعل آتشينت در دل گلنار نار * غير دل بردن ندارى اى بت مكار كارر ك : فرهنگ عميد ؛ سيد احمد هاشمى ، جواهر البلاغه . - م .